24ايزد منان. از همين رو، توجه بسيار لازم است تا اين عمل فوق العاده پر مغز و پر معنا، با حضور قلبِ كافى انجام شود و فرصت مغتنم شمرده شود و تلاش فراوان بهكار رود كه در اثر مسامحه و غفلت، بدون اخذ نتايج عاليۀ روحى و معنوى از دست نرود كه ندامت و حسرت فراوان به دنبال خود خواهد داشت.
وقوف در عرفات؛ وادى معرفت و رنگ عرفانى
عرفات، سرزمين بسيار مقدسى است كه خداوند كريم آنجا را براى ضيافت و پذيرايى از ميهمانان خود مقرر فرمود و سفرۀ خاص انعام و اكرامش را در دامن «كوه رحمت» گسترانيد و از همۀ ميهمانان و واردين، دعوت به عمل آورد كه در ساعت معين، همه با هم، بر گرد خوان نعمت بى دريغش بنشينند و از درياى موّاج كرم و رحمت بيكرانش هر يك به قدر ظرفيت و استعداد خويش برخوردار گردند. امام صادق (ع) مى فرمايند:
«. . . وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطَايَا بِعَرَفَاتٍ وَ جَدِّدْ عَهْدَكَ عِنْدَ اللَّهِ بِوَحْدَانِيَّتِهِ وَ تَقَرَّبْ إِلَيْهِ. . .» . 1
«. . . در عرفات به خطاهاى خويش معترف باش و ميثاق خود را با خداوند و وحدانيت او تازه كن و به او نزديك باش. . .»
زائر بايد در اين سرزمين، مجلس معارفهاى ميان خود و خدا تشكيل دهد و بر درجۀ عرفان و محبّتش نسبت به خدا بيفزايد و در نتيجه، كمال حقيقى و سعادت انسانى خود را بهدست آورد.
امير مؤمنان، امام على (ع) دربارۀ راز وقوف در عرفات فرمود:
«عرفات خارج از مرز حرم است و ميهمان خدا بايد بيرون دروازه، آن قدر تضرّع كند تا لايق ورود به حرم شود.» 2
امام سجاد (ع) آنگاه كه از حج برگشته بود، از شبلى پرسيد:
«به هنگام وقوف در عرفات، آيا معرفت خداوند سبحان را ادا كردى و به معارف و علوم الهى پى بردى و آيا دانستى كه با تمام وجود در قبضۀ قدرت خدايى و او بر نهان كار و راز قلب تو آگاه است؟ !»
حجگزار بايد در آنجا بر اين نكته عارف شود كه خداوند نهان و آشكار او و حتى آنچه براى خود او روشن نيست و به طور ناخود آگاه در زواياى روح او ميگذرد آگاه است؛ «انسان اگر بداند كه قلبش در مشهد و محضر حق است، همان طور كه خود را بهگناهان جوارحى نمىآلايد، گناه جوانحى نيز نمىكند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزيه مىكند.» 3
آرى، عرفات، سرزمين بازگشت به خويشتن خويش، محلِّ «شناخت حق» وادى معرفت به «خود و خدا» مكان تفكّر و تدبّر و جايگاه كسب «رضا و خشنودى» است؛
«وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَر» .
عرفات، محلّ «شناخت» است؛ شناخت جلوهها و مظاهر الهى. ابتدا بايد شناخت و معرفت پيدا كرد. معرفت مقدسۀ سلوك و سير الى الله است.
صحراى عرفات، بيابانى است، عريان از تمام جلوههاى مادى و ظاهرى. در آنجا سرگرمى و اشتغال نيست. فلسفۀ وجود آدمى در اين مكان، خالى از زيور و زينت است. اين بيابان نمونهاى از صحراى محشر و رستاخيز عظيم قيامت كبرى است.
و چون [حج گزار] به عرفات حاضر شد، نظر به ازدحام خلايق كند و ببيند كه مردمان به لغتهاى مختلفه صداها بلند كردهاند و هر يك به زبانى به تضرّع و زارى مشغولاند و هر كدام به طريقۀ امام و پيشواى خود آمد و شد مىكنند؛ ياد آورد عرصه