100«ابن سند» و «كِركوكلى» دو مورخ طرفدار مماليك نيز در رسالههاى خود از وهابيها با عباراتى چون «مُِغفلون» و «فاسدون» ياد كردهاند. آنها پرسشها و انتقادهاى خود در بارۀ درجه بندى كفر و شرك در انديشۀ وهابى را با صداقت و صراحت بيان ميكنند، در اين سو وهابيون نيز از تمام نيروى معنوى و عقيدتى خود براى حمله و هجمه بر ضدّ عثمانيان عراق و قبايل بنوخوالد در احسا بهره ميگيرند. 1
افراد مشخصى شيخ محمد بن عبدالوهاب را به بدعت گذارى دينى جديد محكوم ميكردند. البته اين در نظر شيخ و حاميانش ادعايى گزاف و بى مورد بود. بنابراين، اعضاى جنبش وهابى، نهايت كوشش خود را براى كاستن بار اين نوع اتهامات به كار ميگرفتند. بوركهارت در كتابش (مطالعاتى در بارۀ صحراگردان و وهابيون) اين ادعا را نادرست و نتيجۀ جوسازى منفى حكومت عثمانى بر ضدّ وهابيت دانسته است، 2ليكن برخلاف انتظار، اين اتهام مدتها مطرح بود و لازم است در ايراد اين اتهام، كه در قرن 18 و اوايل قرن 19 در عراق عربستان و حاشيۀ خليج (فارس) رواج بسيار داشت، بررسيهاى بيشترى انجام شود. از سوى ديگر، مورخان محافظه كار ديگرى هم وجود داشتهاند كه كوشيدهاند با ساده انگارى بيش از حد در انديشۀ وهابيت بدان بهعنوان موضوعى كم اهميت بنگرند.
به هر روى، تمام اين تقابلات و تعارضات تاريخ نگارانه و ادبى، با توجه به زمينۀ بروز و ظهور خود، بايد مورد بررسى قرار گيرد. بى شك نزد همگان پذيرفته است كه عوامل سياسى، اقتصادى و مذهبى گوناگونى در تعارضات ميان وهابيان و مخالفينشان تأثيرگذار بوده است. از آغاز تشكيل دولت اول سعودى، شاهراههاى اقتصادى بهعنوان مسير تجارت سرزمينهاى اطراف به داخل شبه جزيرۀ عربستان، در استراتژى اقتصادى دولت سعودى اهميت ويژهاى داشتند. حملات و تهاجمات سعودى - وهابى به داخل شبه جزيره، منحصراً تحت تأثير مبارزه با جهالت فراگير در آن سرزمين نبود بلكه ارتباط به امور ديگرى چون ميزان عايدى و سودى كه از اين حملات متوجه آن دولت مى شد نيز داشت؛ مثلاً امراى سعودى، ساختار جديدى را جايگزين عوارض راهها در نجد كرده بودند. بدين ترتيب كه تمام مسافران، زائران و بازرگانان ناگزير بودند از مسيرى باريك و صعب العبور بگذرند كه به وسيلۀ مأموران سعودى كنترل مى شد و در نهايت در درعيه، پايتخت سعوديان عوارض و ماليات كلانى از ايشان اخذ ميشد. 3در دريا نيز ارتش سعودى به دفعات سرزمينهاى شيوخ عربستان شرقى، قطر، بحرين، يمن و سواحل خصوصى را به تصرف خويش در آورد. اصليترين هدف و نتيجۀ اين انحصارگرى قدرت در خاك و آب - كه باعث ايجاد گسست شديدى در شبكههاى ارتباطى اقتصادى شده بود - بازسازى كنترل شدۀ تعاملات اقتصادى - تجارى جديدى بودكه سعوديان درآن نقش اصلى را ايفا ميكردند.
از نتايج مهم جنگهاى نيروهاى سعودى - وهابى در عراق و خليج فارس، تغيير و انتقال در معادلات سياسى و نيز مسيرهاى بازرگانى منطقه بود. بحرين، قطر و كويت هستى ناچيز خويش در اين دورۀ خاص را مديون وضعيت سياسى رايجى بودند كه از اقدامات سعوديان در منطقه ناشى شده بود.
هجوم سعوديان به حجاز، در سال 1805، سلطه و حكومت ظاهرى سلطان عثمانى بر حرمين شريفين را به خوبى عيان ساخت و قدرت نظامى سعودى را به رخ ارتش شكنندۀ پاشاهاى مماليك در بغداد و بصره كشيد. از سوى ديگر، حملات سعودى تأثيرات