9811. مناوى، همچنين دربارۀ خرماى «عجوه» آوردهاست:
«قال السمهودي: لم يزل إطباق الناس علي التبرّك بالعجوة و هو النوع المعروف الذي يأثره الخلف عن السلف بالمدينة» ؛56
«سمهودى گويد: تبرك به خرماى «عجوه» در ميان مردم باقىمانده و اين كارى است كه مردم از پيشينيان مدينه فرا گرفتهاند.»
12. و بالاخره در كتاب خصائص الفاطميه به نقل از المناقب آورده: «روزى ابوحنيفه - براى شنيدن فقه و حديث - نزد امام صادق (ع) آمده بود، ابو عبدالله (ع) خارج شد در حالى كه عصا در دست داشت، ابوحنيفه به او گفت: يابن رسول الله به سنى نرسيدهاى كه به عصا نياز داشته باشى! فرمود: آرى چنين است، لكن اين عصاى رسول الله (ص) است، خواستم به آن تبرك بجويم، ابوحنيفه خيز گرفت و گفت: يابن رسول الله مىخواهم آن را ببوسم. حضرت دو آستين خود را بالا زد و فرمود: مىدانى اين پوست رسول الله است و اين از موى اوست، اين را نمىبوسى و عصا را مىبوسى؟ !»57
مطلب ششم: تحليل مطالب و نتيجهگيرى
از مجموع مطالب گذشته روشن شد كه تبرك جستن به اولياى الهى و آثار آنان، در ميان پيروان اديان گذشته وجود داشته است و قرآن كريم بدون نهى، آنها را نقل كرده است و علاوه بر اين قرآن كريم موارد متعددى از اشخاص، مكانها و ساير چيزهاى مبارك را برشمرده است.
تبرك به نبى اكرم (ص) را همۀ مذاهب اسلامى قبول دارند، و جزء مسلمات تاريخى و روايى است. موارد بسيارى از آن را نقل و دربارۀ كمتر موضوعى در اسلام، اين همه مطلب تاريخى تأييدكننده و روايت مسلّم وجود دارد. در اين ميان از شخص پيامبر (ص) حتى يك مورد نهى از «تبرك جستن» صادر نشده و اين فعل به صورت سيرۀ مستمرۀ جميع فِرَق مسلمين تا زمان حاضر استمرار يافته است.
مىتوان گفت، اين كه پروردگار متعال پيامبران و اولياى الهى و آثار آنان و يا چيزهاى ديگر را مبارك قرار داده، همۀ اينها از لطف، فيض، محبت، كرم و رحمت الهى ناشى مىشود. و همچنانكه وجود پيامبران و اوصياء موجب ريزش بركت الهى بر دلهاى انسانها مىشود، هيچ اشكالى ندارد كه وجود بابركت آنها واسطه فزونى نعمات و بركات الهى در زندگى مادى مردم شود، و اين نوع از بركات در زندگى سراسر خير و بركت انبياء و اولياى الهى كم نيست. ما برخى از آنها را از قرآن، تاريخ و روايات به عنوان شاهد و نمونه ذكر كرديم.
گاهى تبرك نه فقط براى بهره گرفتن فرد تبرك جوينده، بلكه براى تعظيم شعاير الهى است و البته تعظيم شعاير الهى نشانۀ تقواى قلوب است وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَإنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ ؛58 و بىاعتنايى به شعاير الهى نشانه بىتقوايى و موجب غضب الهى است.
نكتۀ مهمى كه در اين بحث و مباحثى اينگونه؛ بايد مورد توجه و دقت قرار گيرد، اين است كه يك انسان موحد، بركتِ پيامبران و اولياى الهى و مانند اينها را - كه بركت خود را از خداوند كريم اخذ نمودهاند- در طول بركت پروردگار مىداند، نه در عرض آن و اينها در واقع در طول ربوبيت پروردگار عالميان قرار دارند و هيچ منافاتى با توحيد افعالى ندارند؛ زيرا در عرض آن تصور نمىشوند؛ و چه مناسب است با اين مطلب، اين شعر از زبان مجنون كه گفت:
«أمُرُّ علي الديار، ديار ليلي
أقبِّلُ ذالجدارَ و ذا الجدارا
وما حُبُّ الدّيار شَغَفنَ قلبي
ولكن حُبُّ مَن سَكَنَ الديارا»
«به محلۀ ليلى گذر مىكنم و مىبوسم اين ديوار و آن ديوار را؛ عشق كسى كه در اين محله سكونت دارد، دلم را لبريز ساخته نه محبت اين محله» .