99و همين است مقصود مؤمنانى كه كعبه و ضريح بندگان صالح خدا را لمس مىكنند، و نه عبادت كعبه و ضريح - همچنانكه سياهدلان گمان مىكنند و سوءظن نسبت به مؤمنان دارند - بنابراين مخالفان تبرك و شفاعت، يا از درك اين مطلب عاجزند و يا اينكه احتمالاً خود را به تغافل مىزنند.
ضمناً نبايد از نظر دور داشت كه هر موضوع مشروع، همچنانكه مىتواند مفيد باشد و مورد استفاده صحيح پيروان دين و آيين قرار گيرد، مىتواند مورد استفادههاى سوء واقع شود، چه از طرف افراد ناآگاه و يا از طرف افرادى با اغراض خاص، براى ضربه زدن به دين؛ بنابراين موضوع تبرك نيز گاهى دچار اين آسيب شده و ممكن است در آينده نيز مورد سوء استفاده قرار گيرد، در اين صورت بر افراد آگاه و دلسوز است كه گروه اول را آگاه كرده، متوجه اشتباهشان نمايند و با هوشيارى، مراقب اعمال مغرضان باشند و با آنان به صورت مقتضى، مقابله و توطئههاى آنان را خنثى كنند. البته مراقبت در اينجا بايد مداوم باشد، چراكه تبرك جستن از اولياء الهى و اماكن مقدسه، مانند موضوع كرامات اولياء و صالحين يك امر فراگير است و فراوان مورد ابتلاء قرار مىگيرد و اين مسايل هيچگاه موجب نمىشود فعلِ مشروع قاطبۀ مؤمنان و مسلمانان زير سؤال برود؛ و قياس فعل انسانهاى موحد به فعل مشركان زمان جاهليت، قياس مع الفارق است و قياسكننده يا جاهل است يا مغرضانه، مغالطه مىكند.
در پايان از مجموع مطالب گذشته به طور خلاصه اين نتايج به دست مىآيد:
1. هيچ مانعى وجود ندارد از اينكه خداوند متعال، از سر لطف و رحمت بىانتهاى خود به بعضى از اشخاص، اماكن و چيزهاى ديگرى كه خود اراده مىفرمايد، بركت عطا نمايد و نيز آنها را واسطۀ فيض و رحمت خود به ساير بندگانش قرار دهد، اين مطلب به صراحت همچنانكه گذشت، مورد تأييد آيات قرآن كريم است و هيچ اشكال شرعى و عقلى بر آن مترتب نيست.
2. رابطۀ بركتِ صاحبان بركت، با بركت الهى رابطۀ طولى است نه عرضى، يعنى همۀ اين بركات در واقع از جانب خدا و از آنِ اوست و مستقل از پروردگار نيست و چون در راستاى بركت الهىاند، هرگز موجب شرك افعالى نمىشوند.
3. تبرك در اقوام و اديان توحيدى قبل از اسلام وجود داشته و قرآن كريم برخى از آنها را نقل كرده، بدون آنكه آنها را رد كند.
4. تبرك در سيرۀ مؤمنان و مسلمانان خصوصاً در عصر رسول اعظم (ص) وجود داشته و هيچگاه آن حضرت از آن نهى ننموده و اين سيره تا امروز استمرار يافته است و كاملاً مشروع است؛ زيرا ناشى از يك رابطۀ عاطفى و محبت داشتن به خدا و اولياى الهى است.
5. بر مؤمنان تيزبين است كه در اين زمينه، با هوشيارى مراقب سوء رفتار برخى جاهلان يا مغرضان باشند و افراد ناآگاه را آگاهى بخشند و توطئههاى مغرضان را شناخته و آنها را خنثى نمايند.
و منالله التوفيق
پىنوشتها :
1. لسان العرب، ابن منظور، ج 1، ص 386 و 387.
2. صحاح، جوهرى، ج 4، ص 1575.
3. مفردات الفاظ قرآن كريم، راغب اصفهانى، ص 41؛ و كتاب العين، الخليل الفراهيدى، ج 5، ص 368
4. يوسف: 93
5. يوسف: 96
6. بقره: 248
7. سيره ابن اسحاق، محمد بن اسحاق، ج 1، ص 5.
8. هود: 48
9. صافات: 112