97ايوب انصارى اتفاق افتاده كه ابو ايوب گويد: براى حضرت شام درست مىكرديم و نزد آن حضرت مىبرديم، هرگاه چيزى از غذا را برگشت مىداد، من و امّ ايوب به رسم تيمّن و تبرّك، از آن مىخورديم.»
4. همچنين در «الإستذكار» آمده است:
«كان ابن عمر يتبرّك بالمواضع التي كان رسول الله - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - ينزلها للصلاة وغيرها و. . .» ؛ 47 «ابن عمر تبرك مىجست از مكانهايى كه رسول خدا (ص) در آنها براى نماز و غير آن فرود آمده بود و. . . .»
5. صالحى شامى نقل نموده
: «وروى الطبراني برجال ثقات عن أبي أسيد الساعدي رضي الله تعالى عنه أن له بئرا بالمدينة يقال لها: بئر بضاعة، قد بصق فيها رسول الله صلى الله عليه وسلم، فهي يتبرك بها، ويتيمن بها» ؛48 «طبرانى با سند موثق از ابو اسيد ساعدى (رض) نقل كرده كه او در مدينه چاهى داشته كه به آن چاه «بضاعه» مىگفتند، پيامبر9 از آب دهان مباركش در آن قرار داده بود، از آب آن چاه تبرك و تيمن مىجويند.»
6
. «أَوْسُ بْنُ عَبْدِ اللهِ، قَالَ: قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ قَحْطًا شَدِيدًا، فَشَكَوْا إِلَى عَائِشَةَ، فَقَالَتْ انْظُرُوا قَبْرَ النَّبِيِّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ [وآله] وَسَلَّمَ - فَاجْعَلُوا مِنْهُ كِوًى إِلَى السَّمَاءِ حَتَّى لاَ يَكُونَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ، قَالَ: فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حَتَّى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ اْلإِبِلُ» .49
«خشكسالى شديدى اهل مدينه را در بر گرفت، آنها پيش عايشه ابراز نگرانى كردند، او گفت: متوجه قبر پيامبر (ص) شويد، و دريچهاى به سوى آسمان باز كنيد به گونهاى كه بين قبر شريف و آسمان سقفى حايل نباشد، چنين كردند؛ و باران باريدن گرفت، به گونهاى كه علفها سبز شدند و شترها چاق شدند.»
7. حصنى دمشقى نقل كرده كه ابو ايوب انصارى - رضى الله عنه - به زيارت قبر پيامبر (ص) پرداخت و آن را در بر گرفت، مروان بن حكم او را به خاطر اين كار سرزنش كرد. ابو ايوب نيز او را نكوهش كرد و كلامى با اين مضمون گفت:
«أبكوا على هذا الأمر إذا وليه غير أهله» ؛50 «گريه كنيد بر اين حكومت، وقتى كه نااهل آن را عهدهدار شود» . اين مطلب را ابوحسين نيز در كتابش «اخبار مدينه» آورده است.
و از ابن عمر - رضى الله عنه - روايت شده كه دست خود را بر منبر، محل نشستن پيامبر (ص) كشيد وسپس آن را بر صورت ماليد و از راههايى كه پيامبر گذر كرده بود، آمد و شد مىكرد و همچنين در جاهايى كه حضرت توقف نموده بود مىايستاد و همۀ اينها به خاطر تبرّك بود و نيز گذشت قصۀ بلال (رحمة الله) كه بار سفر بست براى زيارت قبر پيامبر (ص) و هنگامى كه به ضريح مكرّم رسيد، صورت خود را بر آن گذاشت و گريه كرد.
8. ابن حبان در صحيح خود مطالبى را با عناوين زير آورده است: «ذكر ما يستحب للمرء التبرك بالصالحين وأشباهم» ،
51 «ذكر استحباب التبرك للمرء بعشرة مشايخ أهلالدين و العقل» ،52 «ذكر اباحة التبرك بوضوء الصالحين من أهل العلم» .53
نقل مطالب با اين عناوين، گوياى نظر ايشان است.
9. مناوى در شرح فيض القدير، در شرح حديثى از كتاب «العاقبۀ» آورده:
«قال عبد الحق في العاقبة: فيندب لوليّ الميت أن يقصد به قبور الصالحين ومدافن أهل الخير فيدفنه معهم وينزله بإزائهم ويسكنه في جوارهم تبرّكاً وتوسلاً بهم و. . .» ؛54 «عبد الحق در كتاب «العاقبه» مىگويد: مستحب است ولى ميت، ميت را در كنار قبر صالحان و اهل خير دفن كند، براى تبرّك و توسّل به آنها.»
10 همچنين «المناوى» دربارۀ كوه الخليل مىنويسد:
«(جبل الخليل) أي الجبل المعروف بإبراهيم الخليل عليه الصلاة والسلام (مقدّسٌ) أي مطهّر. . . فلا بأس بزيارته والتبرك به» .55
«(كوه الخليل) ؛ كوهى كه به نام ابراهيم خليل (ع) شناخته مىشود (مقدس است) يعنى مطهّر است. . . پس اشكالى ندارد زيارت آن و تبرك جستن از آن.»