92
گفتارى درباره تبرك
رضا سلمآبادى
مقدمه
تبرك جستن از اولياى الهى واماكن مقدس، از ديرباز موضوعى بحث برانگيز بوده است.
با توجه به شبههافكنى فراوانِ گروههاى تكفيرى از يك سو و اعمال ناآگاهانۀ برخى عوام از سوى ديگر، اين موضوع به عنوان مسألهاى چالشبرانگيز، شكل جدّىترى به خود گرفته و پرسشهايى در اين زمينه طرح گرديده است. از همين رو، در اين نوشتار بر آن شديم پاسخهايى هر چند به صورت فشرده اما مستدل و منطقى ارايه كنيم.
- آيا پروردگار متعال به اشخاص يا مكانهايى بركت عطا كرده است؟
- آيا امكان دارد ديگران از اين اشخاص و مكانها بركت بگيرند؟
- نظر شرع مقدس دربارۀ تبرك چيست؟
ياد آورى اين نكته ضرورى است كه در نقل سيرۀ پيامبر و مسلمانان، بيشتر از منابع عامه و اهل سنت استفاده شده؛ چراكه:
خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران
گفته آيد در حديث ديگران
اميد واريم اين نوشتۀ، هر چند كوتاه، مورد رضاى حق تعالى قرار گيرد و براى شبههزدايى از ذهن خوانندگان گرامى سودمند واقع شود.
فشردۀ مطالب:
اين گفتار در شش عنوان، به ترتيب زير ارائه مىگردد:
1. معناى لغوى و اصطلاحى تبرّك و بركت.
2. پيشينۀ تبرك.
3. تبرّك و بركت در قرآن كريم.
4. تبرّك در سيرۀ پيامبر (ص) .
5. تبرك در سيرۀ مسلمانان.
6. تحليل و نتيجهگيرى.
* معناى لغوى و اصطلاحى تبرّك
الف) معناى لغوى
تبرّك، به معناى بركت جستن و بركت داشتن است و از ريشۀ برك؛ «بَرَكَۀ» است.
و نيز به معناى زياد و افزون شدن است؛ «
وبارك الله الشيء، و بارك فيه و عليه، وضع فيه البَرَكَة »
در روايتى به نقل از ابن عباس آمده است: «
البَرَكة الكثرة في كلّ خير» و نيز آورده: «
تَبَرَّكتُ به أي تَيَمَّنتُ به » و همچنين از قول فرّاء اينگونه آمده است: « وقال الفراء فى قوله تعالى: ( رَحْمَتُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْت ِ البركات؛ السعادة » .1
تبريك، به معناى دعا كردن براى بركت يافتن است.2 راغب گويد: « البركة ثبوتُ الخير الإلهي في الشيء، قال تعالي: (لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْض) » .3
ب) معناى اصطلاحى
تبرّك، هرگاه با مصدر «جستن» يا «نمودن» به كار رود، در نظر تبرك جوينده، طلب بركت در ميمنت و مباركى است از چيزى يا كسى كه داراى بركت و ميمنت است.
بيشتر مؤمنان در جوامع اسلامى، از اماكن و اشخاصى تبرّك مىجويند كه واسطۀ فيض الهىاند و از جانب پروردگار متعال بركت يافتهاند و هرگاه «تبرك» با مصدر «بودن» يا فعل اسنادى «است» به كار