73مورد اهلم مرا آزار مى دهيد؟» 54 ابو هريره روايت كرده كه سبيعه دختر ابو لهب نزد پيامبر آمد و گفت: اى پيامبرخدا، مردم مى گويند تو دختر هيزم جهنّمى! پيامبرخدا خطبهاى ايراد كرده، فرمودند
: مَا بَالُ أَقْوَامٍ يُؤْذُونَنِي فِي قَرَابَتِي » ؛ «چه مىشود كسانى را كه در مورد خويشانم مرا اذيت مىكنند؟»55 اينها دلالت دارد كه از ذريۀ ابو لهب آنها كه مؤمناند داخل بنى هاشم هستند.
نظريۀ دوم:
آل بيت نبى، تنها فرزندان و همسران او هستند. از منظر صاحبان اين نظريه، «آل» و «اهل» يكى هستند. لذا گفتهاند وقتى بگوييد: «آل الرجل» يا «اهله» يك چيز هستند ومقصود شما از آن، فقط همسر يا همسران و فرزندان او است. اينكه فرزندان پيامبر داخل اين مفهوم هستند، امرى است روشن. همسران آن حضرت را از باب تشبيه به خويشاوندان داخل نمودهاند؛ چرا كه رابطۀ پيامبر با آنها با وفاست وى مرتفع نمىشود، چون ايشان به نص آيات قرآن، با هيچ يك از زنان گيتى همگون نيستند.56 و «امّهات المؤمنين» بوده و در دنيا و آخرت بر آنها حرام مىباشند و در دو جهان همسر پيامبر هستند. پس نسبت ايشان با پيامبر، قائم مقام نسب است.
آيۀ 32 و 33 سورۀ احزاب كه «تطهير» در آنها آمده وآيۀ34 در شأن ايشان (همسران پيامبر) نازل شده است. پس خارج ساختن آنها از مفهوم آل و اهل صلاح نيست.
ساعدى روايتى نقل كرده كه در آن پيامبر به اين امر تصريح كرده و گفتهاند:
«اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ. . .»57
شوكانى در حالى كه اين قول را ترجيح مىدهد، مىگويد: و اما همسران پيامبر، از جهت سياق آيه در ضمن آل البيت وارد مىشوند؛ چرا كه مخاطب آيات سه گانۀ (ذكر شده) ايشاناند و اينان هستند كه در خانههاى او ساكن بودهاند و در منزل او اقامت داشتهاند. اما داخل بودن على و فاطمه و حسن و حسين به اين دليل است كه ايشان سبب نزول آيۀ تطهير هستند؛ همانطور كه در بعضى احاديث پيشگفته به آنها تصريح شده و او اين قول را ديدگاه ميانه ناميده است. اگر كسى آيه را مختص به يكى از دو گروه بداند، در حقيقت بعضى كه ورودشان واجب است را وارد كرده و آنرا كه اهمالش جايز نيست، مهمل گذاشته است. گروهى از محققان هم اين را پذيرفتهاند؛ مانند قرطبى، ابن كثير و ديگران. ابن حجر هيثمى هم آنرا ترجيح داده و گفته است: عز بن عبدالسلام فتوا داده است كه بايد به اينها اكتفا كرد؛ يعنى به فرزندان و همسران ايشان و اين با توجه به صلوات در تشهد امرى ظاهر و آشكار است.
عبدالحميد طهماز مىگويد: بازگشت همۀ اينها جز پيامبر به خديجه است؛ چرا كه حسنين از فاطمه هستند و او دختر خديجه است و على هم در حالىكه كوچك بود در خانه او رشد و نمو يافته و سپس بعد از وى، با دخترش (فاطمه) ازدواج كرده است. پس روشن است كه بازگشت اهل بيت پيامبر به خديجه است نه غير او و اين همان است كه ابن حجر عسقلانى آنرا تقرير كرد. ساير همسران پيامبر هم به طور طبيعى داخل مىشوند؛ چرا كه خطاب آيه به تمام ايشان است.58
نظريۀ سوم:
آل و اهل در مورد همسران به كار مىرود. شوكانى از ابن عباس، عكرمه، مقاتل بن سليمان و سعيد بن جبير چنين نقل كرده است.59 امام بخارى، ابن ابى حاتم و ابن عساكر هم از اين دسته هستند.60 ايشان گفتهاند: مراد از «البيت» خانۀ پيامبر است و مسكن همسران او به خاطر قول خداوند كه مىفرمايد: ( وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى في بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللهَ كانَ لَطيفاً خَبيراً ) و همچنين سياق آيه هم مربوط به همسران پيامبر است، از آيۀ ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْواجِكَ ) عكرمه مىگويد هركس بخواهد با او مباهله مىكنم كه اين آيه دربارۀ همسران پيامبر نازل شده است.61
بخارى از طريق ابى معمر، از انس بن مالك ضمن يك حديث طولانى روايتى مىآورد كه مفاد آن چنين است: روز ازدواج پيامبر با زينب بنت جحش، بعد از آنكه از حضور طولانى مدت برخى حضار مجلس