71كسانى هستند كه بعد از او صدقه برايشان حرام شده است. پرسيد چه كسانى هستند؟ گفت: ايشان خاندان على، خاندان عقيل، خاندان جعفر و خاندان عباساند. پرسيد صدقه بر تمام ايشان حرام است؟ گفت: بله.»36
در روايت ديگرى از ابو سعيد خدرى آمده است: پيامبر فرمودند: «
إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ إِلاَّ أَنَّ أَحَدَهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُاللهِ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض » ؛ «من دو چيز گرانبها را در ميان شما بر جاى مىگذارم؛ يكى از آنها بزرگتر از ديگرى است، كتاب خدا كه ريسمان است كشيده شده از آسمان تا به زمين و عترت من يعنى اهل بيتم و اين دو از هم جدا نمىگردند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.»37
در روايت ديگرى از ابو سعيد است كه «
فَانْظُرُونِي بِمَ تَخْلُفُونِي » ؛ «ببينيد بعد از من در مورد اينها چگونه رفتار مى كنيد.»38
اما شيعيان مىگويند: موسى بن عبد ربّه مىگويد: شنيدم حسين بن على روزى در زمان حيات پدرش در مسجدالنبى مىگفت: شنيدم پيامبر خدا مى فرمودند: «
أَلاَ إِنَّ أَهْلَ بَيْتِي أَمَانٌ لَكُمْ فَأَحِبُّوهُمْ بِحُبِّي وَ تَمَسَّكُوا بِهِمْ لَنْ تَضِلُّوا. . . » ؛ «آگاه باشيد كه اهل بيت من مايه ايمنى شما هستند آنها را به خاطر محبت من دوست داشته باشيد و به آنها چنگ زنيد تا گمراه نشويد.» پرسيده شد: اى نبى خدا، اهل بيت شما كيستند؟ فرمودند: «
عَلِيٌّ وَ سِبْطَايَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ أَلاَ إِنَّهُمْ أَهْلُ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي مِنْ لَحْمِي وَ دَمِي » ؛ «على و دو نوهام و نُه نفر از فرزندان حسين، امامان امين و معصوماند؛ همانا ايشان اهل بيت من و خاندانم از گوشت و خون من مى باشند.»39 واز امام صادق از پدرانشان روايت شده پيامبر فرمودند: «
إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ كَهَاتَيْن » و دو انگشت را به هم چسباندند. جابر ابن عبدالله انصارى برخاست و گفت: يا رسول الله عترت شما كياناند؟ فرمود: «
عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ » ؛ على و حسن و حسين و ائمه از فرزندان حسين تا روز قيامت.40
حديث چگونگى درود فرستادن بر ايشان:
قال تعالى ( إِنَّ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ) .41
ابو مسعود انصارى گويد: در مجلس سعد بن عباده بوديم كه پيامبرخدا نزد ما آمدند. بشير بن سعد به ايشان عرض كرد: خداوند به ما امر كرده بر شما درود فرستيم، اى فرستادۀ خدا، چگونه بر شما درود فرستيم؟ وى گويد: پيامبر خدا سكوتى كردند تا جايىكه آرزو كرديم كاش او چنين پرسشى را طرح نمىكرد. پس فرمودند، بگوييد: «
اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّد » تا آنجا كه فرمودند «
وَ السَّلاّمُ كَمَا قَدْ عُلِّمْتُم »42 و در روايت ابو حامد ساعدى آمده است: «
اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّيَّتِه كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ. . . » تا آخرحديث43
حديث حرمت زكات بر اهل بيت
ابو هريره گويد: پيامبر فرمودند صدقه بر ما حلال نيست.44 در جاى ديگر مىگويد: هنگامىكه حسن بن على خرمايى از خرماهاى صدقه را برداشت و در دهانش گذاشت، پيامبر فرمودند: «كخ كخ» تا او خرما ها را از دهانش بيرون انداخت، سپس فرمودند: آيا متوجه نشدى كه ما صدقه نمىخوريم؟
در صحيح مسلم آمده است كه فرمودند: «. . . آنها را بيرون بينداز، آيا ندانستى. . .»45 مطلب بن ر بن حارث در حديثى طولانى گفته است: دو نفر از جوانان بنى هاشم نزد پيامبر رفتند و از او خواستند تا در جمعآورى صدقات مشغول به كار شوند تا آنها نيز همانند مردم از صدقات دريافت كنند. پيامبر به ايشان فرمودند: صدقه براى آل محمد شايسته نيست، چرا كه صدقه [در حقيقت] چرك و ناپاكى مردم است.46