70
وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا )28 و روايت شده كه ايشان عباس و فرزندانش را نيز شامل مى كردند و مىفرمودند: «
يَا رَبِّ هَذَا عَمِّي صِنْوُ أَبِي وَ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي، فَاسْتُرْهُمْ مِنَ النَّارِ، كَسَتْرِي إِيَّاهُم بِمَلاَئَتِي هَذَا » ؛ «اين عمو و هم طراز پدر من است. ايشان اهل بيتم هستند، از آتش حفظشان كن؛ همانگونه كه اينها را با پوشش خود در برگرفتم.» آستانۀ در و ديوارهاى خانه آمين مىگفتند وايشان نيز مىفرمودند: آمين و اين سه بار تكرار مىشد.29
شيعه نيز حديث كساء را با اختلاف كمى در لفظ و غور زيادى در عمق معنا نقل كردهاند. از عمره بنت افعى روايت شده كه گفت: شنيدم امّ سلمه مىگويد اين آيه «
إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا » در خانۀ من نازل شد. در آن هنگام هفت نفر بودند: جبرئيل، ميكائيل، رسول الله، على، فاطمه، حسن و حسين. امّ سلمه گفت: من نيز در آستانۀ در ايستاده بودم، گفتم يا رسول الله آيا من از اهل بيت نيستم؟ فرمود: «
إِنَّكِ عَلَى خَيْر إِنَّكِ مِنْ أزْوَاجِ النَّبِيّ » تو بر خوبى هستى، تو از همسران پيامبرى و نفرمود: تو از اهل بيت هستى. 30
همچنين از امام رضا7 آوردهاند كه ايشان از پدرانشان، از حسين بن على، از امّ سلمه نقل كردهاند كه وى گفت: اين آيه در خانۀ من و در روزى كه حضرت در منزل من بودند نازل شد. پيامبرخدا نزد من بودند، سپس على، فاطمه، حسن وحسين را خواندند، جبرئيل آمد و عبايى فدكى را بر روى ايشان كشيد آنگاه پيامبر فرمودند: «
اللهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي، اللهُمَّ أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً » ؛ «خدايا! اينان اهل بيت من هستند. خدايا! پليدى و ناپاكى را از ايشان دور بدار و پاك شان گردان!» جبرئيل7 فرمود: يا محمد من هم از شمايم؟ حضرت فرمودند: تو هم از مايى اى جبرئيل. ام سلمه گفت: عرض كردم يا رسولالله و من هم از اهل بيت شما هستم آمدم تا داخل عبا شوم. فرمودند: امّ سلمه! سر جايت بايست تو رو به خير هستى و از همسران پيامبر خدا مىباشى. آنگاه جبرئيل فرمود: بخوان يا محمد: «
إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ. . . . » در شأن پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين.31
در روايتى، حسين از پدرش نقل مىكند كه پيامبر فرمودند: يا على، اين آيه (در حالىكه به آيۀ تطهير اشاره داشتند) در شأن تو و دو سبط من و نيز ائمه از فرزندان تو نازل شده است.32
حديث مباهله
قال تعالى: «فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ » .33 سعد ابن ابى وقاص مى گويد وقتى اين آيه (آيه مباهله) نازل شد پيامبر على، فاطمه، حسن و حسين را صدا زده و فرمودند: «
اللهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلي » ؛ 34 «خدايا! اينان اهل من هستند.»
حديث ثقلين:
قال تعالى: ( قُلْ لاَ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) .35 زيد بن ارقم گويد: روزى پيامبر براى ايراد خطبه برخاسته، نزديك چاه آبىكه به آن خُم مىگويند وميان مكه ومدينه واقع است، حمد و سپاس خدا را به جا آورده، پند و موعظه كردند و فرمودند: «
أَمَّا بَعْدُ أَيُّهَا النَّاسُ أَنَا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَنِي رَسُولُ رَبِّي فَأُجِيبَ وَ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُاللهِ فِيهِ النُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللهِ وَ اسْتَمْسِكُوا بِه » ؛ «اما بعد، اى مردم، من انسانى هستم كه نزديك است فرستادۀ ربّم بيايد و من دعوت خدا را پاسخ گويم! و من دو چيز گرانبها را در ميان شما بر جاى مىگذارم؛ كتاب خدا كه درآن نور و هدايت است، به كتاب خدا دست يازيد و به آن چنگ زنيد» نسبت به كتاب خدا تشويق و ترغيب نموده وسپس فرمودند: «
وَ أَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُاللهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي » ؛ «اهل بيت من، در مورد اهل بيتم خدا را به يادتان مىآورم. در مورد اهل بيتم خدا را به يادتان مىآورم، در مورد اهل بيتم خدا را به يادتان مىآورم.» حصين پرسيد: اى زيد، اهل بيت او كيانند؟ آيا زنان او از اهل بيتش نيستند؟ گفت: زنان ايشان از اهل بيت هستند ولى اهل بيت او