109در اين كتاب تلاش شده است تا تاريخ شيعه در قالب نقشههاى جغرافيايى ارائه شده و حدود پيشرفت تشيع در هر مقطع تاريخى و در هر نقطۀ جغرافيايى نشان داده شود.
در اين اثر كه به همّت حجتالاسلام و المسلمين رسول جعفريان و تيم پژوهشى وى آماده شده، در سه بخش «ارائۀ مواد تاريخى و توضيحى دربارۀ سير تطور شيعه» ، «ارايۀ نقشهاى جغرافيايى» و «ارائۀ جداول» تنظيم شده است.
اين كتاب كه در قطع رحلى بزرگ در حجم744 صفحه بوده و از سوى سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلحبه چاپ رسيده است، در آن، تشيع به معناى وسيع آن مورد توجه بوده و اخبار اسماعيليه، زيديه و علويان نيز درج شده است.
با اين حال، جريان اصيل تشيع، جريان تشيع معتدل است كه همان مذهب اماميه است و هميشه و به رغم آن كه در طول تاريخ مورد هجوم بوده، تلاش كرده تا با ديگر مسلمانان همزيستى داشته باشد.
به گفتۀ مؤلف، در هر مرحله، پس از تهيۀ مطالب و نقشههاى اوليۀ مربوط به آن، نقشهها در اختيار سازمان جغرافيايى قرار مىگرفت و دوستان ما در سازمان، با كشيدن نقشهها، آنها را براى اصلاح باز مىگردانند و گاه يك نقشه، چندين بار اصلاح و مرور مىشد.
نكتۀ جالب اينجاست كه اين اثر تا اندازهاى به روز است و سيطرۀ تشيع از ايران و خاورميانه گرفته تا نقاطى از هند و آفريقا و اروپا و آمريكا را مشخص كرده است.
فصل نخست؛ با نام «آغاز تشيع» كه از تعريف شيعه آغاز وتا بيان فرقههاى شيعه ادامه يافته است.
فصل دوم؛ با نام «امامان شيعه» ، شامل زندگى حضرات معصوم با ارائۀ مطلب و نقشه دربارۀ زندگى هر امام است.
فصل سوم؛ با نام «تشيع در شهرهاى ايران» است كه براى هر شهر از شهرهاى اصلى شيعه مذهب، نقشه و متن ارائه شده و گاه به خاندانهاى مهم شيعۀ هر ناحيه نيز پرداخته شده است.
فصل چهارم؛ «دولتهاى شيعه در ايران» كه نخستين آنها دولت علويان طبرستان و پايان آن عصر امام خمينى1 است. در اين ميان، از دولتهايى چون آل بويه، اسماعيليه، ايلخانان، سربداران، مرعشيان، صفويان، قاجار تا انقلاب اسلامى سخن به ميان آمده است.
فصل پنجم؛ «تشيع در عراق» است كه از شهرهاى كوفه و واسط و بغداد سخن گفته شده و با گذر از مهمترين رويدادهاى تاريخى شيعه در اين ديار، به زمان حال رسيده و از بغداد عصر جديد و دولت شيعى كنونى عراق نيز سخن گفته شده است.
فصل ششم؛ «تشيع در جزيرۀالعرب» است كه دربارۀ شيعيان مدينه و همين طور منطقه شرقيه؛ يعنى احسا و قطيف سخن گفته شده است. پس از آن، از بحرين و ديگر كشورهاى حاشيه خليج فارس مانند قطر، امارات، كويت و عمان نيز سخن به ميان آمده و بخش قابل توجهى نيز به يمن و زيديه اختصاص داده شده است.
فصل هفتم؛ «تشيع در شامات» است كه از ورود تشيع به شام، به ويژه حلب سخن گفته شده و سپس از شهرهاى سوريه، از جمله دمشق و نيز از علويان و در پايان از شيعيان لبنان تا زمان حاضر سخن گفته شده است.
فصل هشتم؛ «تشيع در آفريقا» كه بخش عمدۀ آن به علويان ادريسى و دولت فاطمى اختصاص دارد و پس از آن به رسوخ و نفوذ تشيع در كشورهاى آفريقايى كه عمدتا در يكصد سال اخير به ويژه پس از پيروزى انقلاب بوده بحث شده است.
فصل نهم؛ «تشيع در شبه قاره و افغانستان» كه ضمن آن به تفصيل از دولتهاى شيعى در حيدرآباد و مناطق ديگر هند و نيز نوابهاى شيعى حاكم بر برخى از نواحى و همين طور شيعيان كشمير و سپس پاكستان بحث