96سفرنامۀعبدرى در مورد ديگر مساجد مدينۀ منوره تقريباً خالى از هرگونه توصيف است. جز مسجد قبا كه تنها اشارهاى به آن دارد. از اين اشاره برداشت مىشود كه وى به زيارت مسجد قبا نرفته، بلكه به ديدن آن از دور اكتفا كرده است؛ بگونهاى كه خود مىگويد: «و قبا و از مساجد آن شهر است. در سمت شرق كه داراى بنا و مئذنههايى است كه چشم را خيره مىسازد» ، اما عجيب آن است كه در اين سخن، وى موقعيت قبا را در شرق ذكر مىكند، با اينكه قبا در جنوب مدينه واقع است و اين نشان مىدهد كه اين سياح در تعيين سمتها و جهتها دچار پريشانى است و اين همان چيزى است كه ما پيش از اين با آن در بارۀ موقعيت مئذنۀ مسجد النبى (ص) با آن برخورد كرديم.
عبدرى به زيارت مقابر و مشاهد صحابه و صالحين در بقيع اهتمام مىورزد؛ بهگونهاى كه براى كارى جز آن بيرون نمىرفته است. مشاهدات او در مورد بقيع - چنانكه توصيف مىكند - چنين است:
«اين مقابر داراى بناها و گنبدهاى محكم و بلندى است كه محكمترين و شاخصترين آنها به لحاظ بنا، گنبد عثمان بن عفان است كه رفيع، وسيع و زيبا است. در كنار آن، گنبد عباس قرار دارد. اما ارتفاع گنبد مالك بن انس به اندازۀ سينۀ انسان است و كف آن نيز با سنگريزه پوشيده شده است. بر بالاى سر او نيز سنگى را مشاهده كرده كه بر روى آن نوشته شده: «امام مالك بن انس رضى الله عنه، در ربيع الأول، سنۀ 179 از دنيا رفت، ولادت او در ربيع الآخر سال 93 بود.»48
اين در حالى است كه در دو سفرنامۀ پيشين (سفرنامۀ ابن جبير و سبتى) از اين موضوع و مشاهدۀ عبدرى ياد نشده است و اين نشان مىدهد كه او در عصر پس از آن دو در مدينه بوده است. در زير هر گنبد يا بنا، كه عبدرى از آن عبور كرده، بيشتر از يك قبر وجود داشته، جز گنبد مالك بن انس كه غيراز قبر او، قبر ديگرى در آن نبوده است.
بى شك سفر عبدرى، اگر چه به هدف اداى فريضه انجام شده، ليكن در كنار آن، به بحث در بارۀ علم هم مىپردازد؛ مانند سفرنامۀ سبتى، اما در روش پرداختن به آن، ميان آن دو اختلاف است؛ سبتى ازشهرهايىكه مىگذشت، اهتمام بهملاقات با اهل علم داشت و از آنها اجازه روايت مىگرفت، اما عبدرى وضعيت علم و علما از شهريايى كه عبور مىكرد را كوتاه و موجز مىنويسد و عنايتى به افزايش آگاهى در خصوص كسانى كه با آنها ملاقات كرده، ندارد. به همين اندازه كه بتواند حكم كند آنها اهل علم و معرفت هستند، بسنده مىكند.
عبدرى در توصيف حيات علمى در مدينۀ منوره، از اين رويه و شيوه خارج نمىشود و در اين خصوص ياد آور مىشود كه در مدينه «به رغم جديت در تفحص و اصرار بر دريافت و تكرار سؤال در مورد كسى كه به علم موصوف است و نه كسى كه به تخصصى از تخصصهاى شناخته شده آگاهى دارد» كسى را نديده است.49
در نگاه عبدرى، امام جماعت حرم شريف نبوى داراى علم و آگاهى لازم كه بتواند واجبات را ادا كند، نيست و او را به جهل و نا آگاهى توصيف مىكند و ما ناچاريم در اينجا متذكر شويم كه اين سياح در صدور رأى و انديشه در مورد حيات علمى در مدينه و ديگر شهرهايى كه از آن عبور كرده، نه هدفى براى سرزنش كردن داشته و نه از روى هواى نفس بوده، بلكه او به عوامل و دلايلى استناد مىكند كه پيش از اين در بارۀ ويژگىهاى اين سياح گفتيم كه شايد مهمترين آن، وسعت آگاهى و علم او است كه وى آگاهىهاى ديگران را با آن مىسنجد و مقايسه مىكند و از كسانى كه فاقد آن هستند، سخن مىگويد.
ما معتقد نيستيم كه حيات علمى فعال در مدينۀ منوره كه سبتى در سفرنامهاش توصيف كرده، رو به افول بوده و به سوى جهل و نادانى مىرفته است. آنچه كه ترجيح دارد اين است كه عبدرى پس از وصف حيات علمى مدينه، اين نكته را ياد آور مىشود كه در حرم با يكى از همسايگان و مجاوران آن