91
زهراى عزيز! ما به فدك رسيديم
محمد رضا نورى شاهرودى
امسال از غربت هميشگى قبرستان بقيع در ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا3 خبرى نبود چون بانوان ايرانى با حمايت رييس مجلس خبرگان رهبرى وارد آن مزار نورانى شدند و در كنار ديگر زائران مشتاق به مرثيه سرايى و سوگوارى يگانه دخت پيامبر اسلام9 پرداختند.
هجده سال زندگى دوران بسيار كوتاهى براى كسى است كه لباس هستى به آفرينش او تكوين يافته است. در هيچ برههاى از تاريخ سراغ نداريم كه امت با اين سرعت سفارشهاى پيامبرشان را فراموش كنند و كشتى نجات خود و بشريت آينده را به آتش بكشند. چه شد كه فرشتهاى معصوم كه نگاه او دل رسول خدا را شاد و چهرهاش را خندان مىنمود به اين روز افتد كه براى جلوگيرى از انحراف در رسالت پدر و احقاق حق جانشين مظلومش اينگونه در شبهاى تاريك و غريب مدينه به در خانۀ مهاجر و انصار رود و وصاياى اشرف كائنات و غدير جاودانه را به يك يك آن قوم كينهتوز گوشزد نمايد! صبورى و اصرار بر مقاومت و ايثار «امّ ابيها» در احقاق حقوق بزرگ مرد تاريخ انسانيت سبب گشت كه نشانههاى مرقد مقدسش هم مجهول بماند. بىجهت نيستوقتىكه نزديك بود جان از كالبد صاحب ذوالفقار بيرون رود، او با چشمى گريان و آهى سوزان زمزمه مىكند كه سنگينى بار مصيبت كمر تاريخ را مىشكند چه رسد به تنهايى و غربت و بىكسى على. محنت