87مهمتر از ديدن آثار تاريخى و ميراث فرهنگى و سنتى، مراسم استقبالى بود كه در دو - سه مرحله در همان محل موزه برگزار شد. مردان عسيرى با لباسهاى محلى در حالى كه شمشير در دست داشتند و لبخند بر لب به بالا مىپريدند و شعرهايى مىخواندند كه مضمون خوش آمد داشت. ميزبانان به ميهمانان خود گُل هديه دادند و غذاهاى محلى آوردند ولى كسى نخورد، چون قرار بود ناهار ميهمان امير منطقه باشيم.
براى نماز ظهر و عصر به هتل ابها رفتيم كه بالاى تپهاى قرار دارد و بعد از نماز به ميهمانى امير رفتيم كه او هم يكى از شاهزادههاى آل سعود است و از ميهمانهاى خود در ميهمانسرايى كه بر روى تپه بلندى قرار دارد، پذيرايى مىكند. اين ميهمانسرا چشم انداز بسيار زيبايى دارد و شهر ابها را با تمام ويژگىهايش از چهار طرف به نمايش مىگذارد؛ شهرى بزرگ با خيابان هاى پردرخت و پستى و بلندىهاى موزون كه با مزارع آباد احاطه شده است.
بعد از ناهار، به منطقۀ سياحتى سوده رفتيم كه در 20 كيلومترى ارتفاعات حومۀ اَبها قرار دارد و به امكانات تفريحى از قبيل ويلا و تلهكابين مجهّز است و توسط كوههاى مرتفع با درختان متوسط محاصره شده است. فرصتى براى ماندن نداشتيم. بعد از شنيدن چند دقيقه توضيحات عازم فرودگاه ابها شديم و به طرف جده پرواز كرديم. البته باران تندى كه در همان لحظات باريدن گرفت برگشت را تسريع كرد.
اگر ديدار آقاى هاشمى رفسنجانى با ملك عبدالله نبود كه خودِ پادشاه عربستان خواستارآن شده بود و قرار بود شب چهارشنبه درجدّه برگزار شود مىتوانستيم همان شب به تهران برگرديم ولى ناچار شب را در جدّه مانديم. بعد از نماز مغرب و عشا آقاى هاشمى رفسنجانى عازم ديدار شدند و من و آقايان علمى حسينى و فلاحيان بعد از ديدار از يك مسجد زيبا در جده كه لب دريا ساخته شده، به محلّ اقامت برگشتيم و براى استراحت هر كدام به اتاق خود رفتيم.
فرصتى دست داد تا قدرى تلويزيون هتل را ورق بزنم. اين تلويزيون سعودى هم عجب معجونى است! از مكه تا مدينه و تا جده هرجا فرصتى پيدا كردم و آن را روشن كردم و ورق زدم، ديدم از منتها اليه تحجّر دارد تا منتها اليه بى مبالاتى. مثل اينكه در كارگاه خلقت قرار بر اين شده كه هرگز تعادل نصيب اين برادران عرب ما نشود. هميشه يا حرفها خشك است و يا زنهاى هفت قلم آرايش در حال ادا و اطوار با مردهاى مثل خودشان در فيلمهاى هفت تا يك صنار كه هيچوقت خالى از دعواهاى خاله زنكى و روابط عشقى نيست. تلويزيونهاى هتلهاى رسمى سعودى علاوه بر اينها شبكههاى الجزيره و بى. بى. سى و سى. ان. ان و مصر و سودان و يمن و امارات و حتى شارجه را هم مىگيرند ولى المنار و العالم و شبكههاى ايرانى و ساير شبكههاى آدميزادى را نمىگيرند!
دور از جان خود تلويزيون خودمان كه هفتهاى هشت دفعه چشممان را به جمال بعضى تازه به دوران رسيدهها روشن مىكند و گورپدر كسانى كه از سنگ بناى انقلاب كنار امام خمينى بودند و تا امروز در تمام صحنهها نقش آفرينى داشتند صلوات! چه لزومى دارد آنها را در سيرۀ عملى امام نشان بدهيم يا اعتراف كنيم كه در دفاع مقدس حضور داشتند و يا كشور جنگ زده را از بى برقى و آنهمه مشكلات نجات دادند و ساخته شده تحويل بعدىها دادند دنيا روى آنها حساب مىكند مىخواست نكند. براى كشور آبرو هستند مىخواستند نباشند. اينها قديمى شدهاند ما بايد الآن را دريابيم.
صبح چهارشنبه 22 خرداد در آخرين روز سفر بعد از نماز صبح مشغول نوشتن شدم و قدرى هم خودم را به خواندن كتابىكه به همراه برده بودم مشغول كردم.
ساعت 6: 5 آقاى بهنام حسينى مقام دوم تشريفات كه خيلى پرتلاش است تلفن زد و برنامۀ كارها را داد: ساعت 7 صبحانه 7: 5 جلسه با حاج آقاى هاشمى رفسنجانى و 8 و ربع حركت به طرف فرودگاه براى رفتن به تهران.
مقام اول تشريفات آقاى اصغر افشارى است كه هر وقت با سعودىها حرف مىزند هر جملهاش تركيبى است از عربى و انگليسى و فارسى و عجيب است كه سعودىها هم حرفهاى او را خوب مىفهمند! ومقام سوم تشريفات آقاى مهرداد محمودى است كه او هم مثل آقاى حسينى وظيفه شناس است. علاوه بر اين افراد سختكوش بچههاى روابط عمومى و حفاظت هم در اين سفرها تلاش زيادى داشتند كه قابل تقدير است.
درآخرين روز سفر آقاى هاشمى رفسنجانى علاوه بر نظرخواهى از همراهان دربارۀ سفر و آنچه بايد براى نتيجهبخش بودن آن انجام شود به همسفران گزارشى از مذاكرات خود با ملك عبدالله هم دادند.
محورهاى مذاكرات در طول اين سفر يكى پيشنهاد ملك عبدالله براى همفكرى و همكارى دو كشور دربارۀ مسائل منطقه بود كه مورد استقبال آقاى هاشمى رفسنجانى قرار گرفت ولى اجرايى شدن آن به نظر رهبرى و مسؤوليت دولتمردان موكول شد. محور ديگر ايفاى نقش توسط آقاى هاشمى رفسنجانى در موضوع گفتگوى اسلامى و سپس گفتگوى اديان بود كه ايشان پذيرفتند و قرار شد فردى را براى اينكار معرفى نمايند. محور ديگر مسائل زائرانايرانى بهويژه مشكلات خانمها براى رفتن به زيارت و بقيع بود كه علاوه برآنچه در دور اول مذاكرات مقرّر شد و به قسمتهايى از آنها در طول سفر عمل هم شد آقاى هاشمى رفسنجانى اينبار اين موضوع را به صورت اصولىتر مطرح كردند و به ملك عبدالله گفتند اسلام دراين مسائل فرقى بين زن و مرد قائل نيست همانطوركه در ايران زنها مانند مردها به زيارتگاهها و مساجد و قبرستانها مىروند، چرا شما اين محدوديتهايى كه در اسلام نيست را اعلام مىكنيد؟ ملك عبدالله گفت: نظر شما را قبول دارم ولى مشكل ما علماى ما هستند كه حاضر نيستند زير بار اين نظر بروند. اتفاقاً ام فيصل (همسر ملك عبدالله) هم اخيراً ناشناس به زيارت رفت و از دست همين مأموران كتك خورد. آقاى هاشمى گفتند : نتيجه اين مىشود كه در هر سال چند صدهزار زن ايرانىكه به مكه و مدينه مىآيند و با اين محدوديتها مواجه مىشوند با ناراحتى به ايران بر مىگردند و از شما عصبانى هستند. شما نبايد اجازه بدهيد علماى شما بر اين نظر ناحق پافشارى كنند و شما را زير سئوال ببرند. ملك عبدالله گفت: شما به من فرصتى بدهيد تا با علما صحبتى داشته باشم و مشكل را حل كنم.