85فاتحان خيبركه سحرخيز هم بودند تا نماز، خودشان را به مدينه رساندند و بعد از نماز همگى به ميهمانى امير مدينه رفتيم.
عبدالعزيز بن ماجد بن عبدالعزيز همانطور كه از اسمش پيداست نوۀ ملك عبدالعزيز است. او كه در باغ بزرگى در شمال مدينه و در منطقهاى پوشيده از نخلستانهاى سرسبز بر استان مدينه امارت دارد، همۀ سران كشورى و لشكرى مدينه را به اين ميهمانى دعوت كرده بود. قاضى القضات منطقه سر ميز غذا سمت چپ آقاى هاشمى رفسنجانى نشسته بود و با اشتياق به سؤالات ايشان دربارۀ وضعيت قضايى و ساير مسائل پاسخ مىداد.
شب دوشنبه براى ديدار شيعيان مدينه به حسينيۀ آنها در منطقۀ العوالى رفتيم. از قديم معروف بود كه شيعيان مدينه وضع مالى خوبى ندارند اما حالا اينطور نيست. اين واقعيت را از تجديد بناى حسينيه و شامىكه آنها به ما دادند و از ناهار امير مدينه دست كمى نداشت به خوبى مىشد فهميد. اشتغال شيعيان مدينه به مشاغل مناسب و مساعدتهايى كه بهآنها شده، در سالهاى اخير وضع آنها را متحوّل كرده است. آقاى عمرى رهبر شيعيان مدينه كه بالاى 90 سال سن دارد و تقريباً از كار افتاده است، آقاى هاشمى را در آغوش گرفت و از اين ديدار اظهار خرسندى زيادى كرد. او كه با صبر و مقاومت و تحمّل شدائد و زندانهاى متعدّد توانست هويت شيعيان مدينه را حفظ كند، اكنون از فضاى بازى كه براى شيعيان در عربستان فراهم شده راضى است و آقاى هاشمى رفسنجانى هم طى سخنانى كه در جمع شيعيان در همين ديدار داشت صبر و متانت و مقاومت آقاى عمرى را عامل مهمى براى رسيدن به وضعيت مناسب دانستند. (متن كامل در صفحه113 (
* * *
دوشنبه 20 خرداد 1387 «روز فدك» بود. تا آن روز تصوير روشنى از اينكه فدك كجاست و چه خصوصياتى دارد، در ذهن ما وجود نداشت. اين را مىدانستيم كه بعد از فتحخيبر در سال هفتم هجرى و شكسته شدن ستون فقرات يهود، اهالى فدك به اين نتيجه رسيدند كه بدون درگيرى تسليم شوند و همراه با اين اقدام فدك را نيز به پيامبر خدا9 هبه كردند و ايشان هم به فرمان خدا وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه ) اسراء: 26) آن را به حضرت فاطمه زهرا بخشيدند كه درآمد آن خرج ضعفاى بنىهاشم مىشد و بعد از رحلت حضرت رسول غصب شد و توسط خلفاى بنى اميه و بنى عباس هم دست به دست گشت وگاهى به اولاد حضرت فاطمه برگردانده شد و باز هم پسگرفته شد اما اينكه در حدود هزار سال اخير با چه سرنوشتى مواجه شد مشخص نبود.
آيت الله هاشمى رفسنجانى درسفرهايىكه به عربستان داشتند، معمولاً علاوه بر زيارت و ديدارها و گفتگوها از يك يا چند منطقۀ تاريخى كه نقشى در شكلگيرى حوادث صدر اسلام داشتند يا ارتباطى با هويت اسلامى كشور عربستان و يا با تاريخ اقوامى كه سرگذشت آنها در قرآن آمده، دارند ديدار بهعمل آوردهاند.
در سفر اول (1376) طائف و منطقهاى كه منسوب به قوم ثمود است، مورد ديدار ايشان قرار گرفت و به شرق عربستان كه محل زندگى اكثر شيعيان اين كشور مىباشد نيز رفتند و با شيعيان ديدار كردند.
درسفر دوم (1384) به آبارعلى، ينبع و بدر رفتند و دراين سفركه سفر سوم بود فدك در برنامه بود.
شب دوشنبه كه ميهمان آقاى عمرى و شيعيان مدينه بوديم، وقتى آقاى عمرى متوجه شد كه قرار است آقاى هاشمى رفسنجانى و همراهان فردا به فدك بروند گفت در آنجا چيزى وجود ندارد كه شما ببينيد. اين سخن قدرى موجب ترديد شد؛ بهطورىكه آقاى هاشمى رفسنجانى بعد از اين ميهمانى و هنگامى كه در نيمه شب عازم زيارت حرم حضرت رسول بوديم موضوع را با همراهان در ميان گذاشتند و نظرخواهىكردند كه: سفر به فدك كه قرار است فردا باشد انجام شود يا نه، نظرها عموماً مثبت بود وسرانجام تصميم اين شد كه اين سفر انجام شود.
ساعت 7: 5 صبح دوشنبه 20 خرداد عازم فدك شديم. از آزاد راه «قصيم» كه مدينه را به رياض وصل مىكند، حدود يكصد كيلومتر به طرف شرق رفتيم و از آنجا به جادهاى وارد شديم كه در جهت شمال به استان «حائل» مىرود. تقريباً همين مقدار هم در جادۀ «حائل» به طرف شمال رفتيم و بعد وارد جادهاى شديم كه به طرف غرب؛ يعنى به طرف مدينه مىرفت. در مجموع بعد از طى مسافتى حدود260كيلومتر در ساعت 10: 5 به شهرى رسيديم كه برپيشانى دروازۀ ورودى آن نوشته بود : «الحائط تُرحِّبُ بِكُم» ؛ شهر حائط به شما خوش آمد مىگويد؛ زير اين جمله هم، كلمۀ «فدك» نقش بسته بود؛ يعنى اين شهر كه اكنون حائط نام دارد، نام اصلى آن «فدك» است؛ منطقهاى بين استان حائل و استان مدينه.
اين شهر دو قسمت دارد؛ قسمت شرقى، كه جديد ساخت است وشامل ادارات و خانههاى مسكونى نوساز مىباشد و قسمت غربىكه نخلستانها، خانههاى قديمى، چشمهها و آثار تاريخى در آن به چشم مىخورد. فدك همين قسمت قديمى است.
راهنماها آقاى هاشمى و هيأت همراه را مستقيماً به همين قسمت غربى بردند.
در لحظۀ ورود، يك پيرمرد كه مىگفت تا دو سال قبل رييس امر به معروف و نهى از منكر همين شهر بوده كه بازنشست شده ولى باز هم به دعوت مسؤولان شهر با آنها همكارى مىكند، جلو آمد و ضمن خوش آمدگويى مشغول توضيح دادن شد. او گفت: اين منطقه «وادى فاطمه» نام دارد به اين نخلستانها مىگوييم «بساتين فاطمه» اينجا مسجدى هست كه نامش «مسجد فاطمه» است و چشمههايى در اين نخلستانها وجود دارند كه اهالى به آنها مىگويند «عيون فاطمه» .