45- حوادث سپتامبر و تبعات آن براى عربستان؛
- شرايط كنونى عربستان سعودى؛
- فرصتها و چالشهاى فراروى ايران؛
- سير روابط و وضعيت كنونى؛
- پيامدهاى نزديكى دو كشور در سطوح دو جانبه، منطقهاى و بينالمللى.
با توجه به اين كه ساختار حكومت عربستان كاملاً فردى است، روابط حسنۀ سران عربستان و ايران طى دو دهۀ گذشته عاملى بازدارنده در برابر افزايش شكافهاى طرفين به حساب مىآمد. پس از پيروزى انقلاب، سه نگرش بعضاً متفاوت در مورد برخورد با مسائل مختلف منطقهاى و بينالمللى حاكم بوده است :
نگرش اول جنبه ايدئولوژيك و آرمانگرايانه دارد و سعى مىكند محيط پيرامونى را بهطور كامل جذب مبانى فكرى و انقلابى ايران كند.
نگرش دوم معتقد است با توجه به حساسيتهاى موجود در منطقه و واقعيتهاى نظام بينالملل، ايران بايد بر روى مشتركات كار كند و همكارىها در زمينه عرصههاى غيرحساس بيشتر شود تا اعتماد لازم به وجود آيد؛ زيرا تنها در پرتو روابط خوب است كه مىتوان اهداف و منافع را كسب نمود.
نگرش سوم بر اين تصور قرار دارد كه با توجه به ظرفيتهاى معنوى و مادى جمهورى اسلامى و واقعيتهاى موجود در صحنۀ نظام بينالملل، با برنامهريزى و دورى از افراط و تفريط در سياستهاى اعلامى و اعمالى مىتوان موقعيت نظام را به گونهاى مناسب تقويت و تثبيت كرد.
اين نگرشها در هر مقطعىكه حاكم شدهاند تأثيرات خاص خود را بر جاى گذاشتهاند. تصور اعراب و بهويژه عربستان اين است كه در حال حاضر نگرش اول مجدداً در سياست خارجى ايران حاكم شده است. اين تصور براى عربستان بسيار حساسيت برانگيز و نگران كننده شده است.
- رويكرد منطقهاى عربستان
عربستان سعودى در مقايسه با ساير كشورهاى عربىِ حوزۀ خليج فارس، در عرصۀ سياست خارجى و تعامل با قدرتهاى بزرگ، رويكردى مستقلتر را دنبال مىكند كه به ديدگاههاى ايران در خصوص محدود نمودن نقشآفرينى قدرتهاى فرامنطقهاى در خليج فارس نزديكى بيشترى دارد. اين مسأله در تلاش سعودىها براى تقويت همگرايى درونى شوراى همكارى خليج فارس و در اولويت قرار دادن روابط گروهى با ساير بازيگران نسبت به روابط دو جانبه بيشتر آشكار است. رويكرد فوق از ويژگىهاى ژئوپليتيك و قدرت عربستان و همچنين حوادث بعد از يازده سپتامبر ناشى مىشود و اين كشور سعى مىكند تا در سياست خارجى خود بين قدرتهاى بزرگ توازن ايجاد كند و همچنين روابط منطقهاى خود را نيز در اين چارچوب لحاظ كند.
گرايش عربستان به ثبات منطقهاى كه بخش عمدهاى از آن در جريان تعامل و همفكرى با ساير بازيگران اصلى منطقهاى از جمله ايران محقق مىشود، از بىثباتىها و تحوّلات متغيّر سالهاى گذشته در منطقه نيز تأثير پذيرفته است.
سياست نومحافظهكاران دولت بوشبعدازيازده سپتامبر، مانند: متهمكردن سعودىها بهتروريسم، طرح خاورميانۀ بزرگوسياست اصلاحاتو دموكراسىسازى در كشورهاى عربى و همچنين حمله به عراق، به رغم نارضايتىهاى منطقهاى، ترديد و بىاعتمادى را در رهبران سعودى نسبت به دولت آمريكا و سياستهاى آن افزايش داده است. اين امر به افزايش روابط با ساير قدرتهاى فرامنطقهاى از يك سو و تقويت مناسبات منطقهاى از سوى ديگر منجر مىشود. تحوّل مذكور فرصت مناسبى را براى توسعۀ روابط ايران و عربستان سعودى مهيّا مىسازد.
در سطح منطقهاى، عربستان نسبت به افزايش نقش ايران در افغانستان، لبنان، فلسطين و بهويژه عراق نگران است، تحوّلات چند سال گذشته در منطقۀ خاورميانه كه موجب افزايش نفوذ جمهورى اسلامى ايران و شيعيان شد، اسباب نگرانى پادشاهى سعودى در مورد كاهش نقش و نفوذ خود در منطقه را فراهم آورده است.
اين نگرانىهاى اخير به همراه حساسيت و سوء ظنهاى هميشگى عربستان به ايران، واكنشهايى را از سوى رياض به منظور تغيير در معادلات منطقه برانگيخته است.
در گذشته همواره ايران، عربستان سعودى و عراق به عنوان سه كشور مهم و تعيين كننده در منطقۀ خليج فارس مطرح بودند و توافق دو كشور از اين سه كشور كافى بود تا تأثيرگذارى لازم بر مسائل و تحوّلات عمده و مهم منطقه صورت گيرد، لذا عربستان تلاش مىكند كه از