46عراق به عنوان ابزارى براى ارتقاى نقش خود در منطقه استفاده نمايد. حساسيت عربستان نسبت به افزايش نقش ايران و شيعيان در عراق، از اين زاويه اهميت مىيابد.
عربستان همواره خود را در نقش يك مدافع تمام عيار اهل سنت تعريف كرده است و نسبت به كاهش نقش سنىها در عراق، لبنان و يا كشورهاى همجوار خود؛ مانند بحرين حساس و نگران است.
عربستان توانايى بر هم زدن بيشتر اوضاع در منطقه را از طريق حمايتاز نيروهاى ضدّ شيعى دارا مىباشد؛ امرى كه جمهورى اسلامى ايران لازم است نسبت به آن حساس باشد. اخيراً بر شمار اعلاميهها و فتاوايى كه از سوى علماى سنى عليه شيعيان صادر مىشود، افزوده شده است. در همين راستا، چندى قبل اعلاميهاى توسط نفر از علماى عربستانى امضا شد كه در ميان آنها اسامى اشخاص مشهور مخالف دولت عربستان همچون صفر حوالى و سليمان العوده (از جمله نظريه پردازان نيروهاى تكفيرى ضد دولت عربستان كه اخيراً از زندان آزاد شدهاند) مشاهده مىشود. در اين اعلاميه، آنها خواستار مقابلۀ مستقيم با شيعيان در منطقه شدند. دولت عربستان مىكوشد تقابل اين نيروهاى بنيادگرا را غيردولتى قلمداد نمايد و آن را به علماى اهل تسنن، حتى خارج از عربستان مربوط سازد.
نقش عربستان در جهان اهل سنت حائز اهميت است. اين نقش از موقعيت ژئوپليتيك، وجود حرمين شريفين در اين كشور و حمايتهاى مداوم آن از سنىها نشأت مىگيرد. با توجه به نقش مذكور، در صورتى كه سعودىها احساس كنند كه ايران خواستار برترى و تسلّط مطلق در منطقه و ناديده انگارى نقش عربستان است، اين احتمال وجود داردكه با تشديد تنشهاى شيعى - سنى از اين مسأله براى محدود كردن نفوذ ايران در منطقه و بهويژه در ميان ملتهاى عرب استفاده كنند.
- رويكرد عربستان به تحوّلات عراق
رويكرد عربستان به دولت جديد عراق كه در آن شيعيان و كردها حضور وسيعى دارند، در مراحل اوليه براساس نفى واقعيتهاى نوين، مخالفت و حتى حمايت غيرمستقيم از نيروهاى مخالف بود. عربستان همواره تلاش مىكند كه جايگاه و شأن سنىها در ساختار سياسى عراق ارتقا يابد. پذيرش يك رييس جمهور كُرد و نخستوزير شيعه در رأس حكومت، در كشورى كه سال به طور مستمر در حاكميت اعراب قرار داشته، براى عربستان بسيار دشوار است. عربستان اصرار دارد كه عراق يك كشور عربى باقى بماند. به نظر مىرسد با بهبود شرايط امنيتى عراق، افزايش نقش گروههاى سنى در ساختار قدرت و نهادينگى و ثبات بيشتر ساختارهاى جديد و به ويژه تعديل تصوّرات سعودىها از دولت مالكى به عنوان دولتى فرقهگرا، اكنون عربستان همراه با اغلب دولتهاى عربى رويكرد متعادلترى را در قبال عراق در پيش گرفته باشد. از نشانههاى اين رويكرد مىتوان به تصميم اعزام سفير به عراق در چند ماه آينده اشاره كرد.
علىرغم اختلافنظرهاى موجود ميان ايران و عربستان سعودى نسبت به وضعيت و تحولات عراق، با توجه به نگرانىهاى امنيتى دو كشور نسبت به آيندۀ عراق و احتمال گسترش آن به برخى از كشورهاى منطقه از يك سو و حضور و نفوذ آمريكا در اين كشور و اعمال سياستهاى مخرب از سوى ديگر، زمينههايى وجود دارد كه مىتواند موجب همكارى و تفاهم دو كشور در عراق گردد.
- دغدغههاى روابط ايران و عربستان
ويژگىهاى ايران و عربستان سعودى؛ از جمله نقش دو كشور در جهان اسلام، موضوع حج، بازار نفت، حضور فعال هر دو كشور در مجامع بينالمللى، منطقهاى و اسلامى، موقعيت ويژۀ جغرافيايى آنها در منطقۀ خليج فارس و برخوردارى از اقليت شيعه و سنى، حكايت از اهميت اين دو كشور براى يكديگر دارد. گرچه اين ويژگىها در وهلۀ اول به مثابه نقاط اشتراك دو كشور تجلّى مىيابد و بعضاً به عنوان عوامل پيوند دهندۀ روابط فرض مىشود، اما واقعيت آن است كه تلقى و اهداف متفاوت تهران و رياض از عناصر فوق و چگونگى استفاده از هر يك از ويژگىهاى مذكور جهت تأمين منافع كشورى، منطقهاى، بينالمللى و جهان اسلامى خود، بخش عمدهاى از اين نقاط اشتراك را مىتواند به نقاط افتراق تبديل كند.
در كنار عناصر فوق، اختلافنظر ميان ايران و عربستان كه متأثر از عواملى مانند نوع و ساختار حكومت، مفهوم امنيت و اجراى الگوى مشخص امنيت منطقهاى، روابط با آمريكا، تفكر وهابيت و تكفير شيعه، حمايت عربستان از صدام در طول جنگ تحميلى و كشتار مكه، تلقّى عربستان از نقش ايران در دو دهه گذشته در منطقۀ و انتقاد از حضور القاعده در ايران مىباشد و نيز سياستهاى متفاوت ايران و عربستان در افغانستان، عراق، لبنان و فلسطين، نشان مىدهد كه توسعه و گسترش روابط جمهورى اسلامى ايران با عربستان سعودى بر بسترى از تناقضات و رقابتهاى پيچيده استوار است كه حركت در مسير آن ظرافت و دقت بسيارى مىطلبد.
يك بحث آسيبشناسانه در روابط بينالملل آن است كه دولتها نه براساس واقعيتهاى موجود بلكه براساس برداشت خود از واقعيتها دست به عمل مىزنند.
وخامت اين مشكل در آن نيست كه بسيارى از برداشتها در روابط بينالملل غيرواقعى است، بلكه در آن است كه برداشتهاى غيرواقعى، رو به افزايش و تقويت خود دارند و هر زمان خود را باز توليد مىكنند، تا آنجا كه گاه به آستانه اقدام خصمانه مىرسند.
به لحاظ عملى، روشن است كه اصلىترين محور فعاليتهاى ديپلماتيك واشنگتن در منطقه يا ابزار سياست خارجى اين كشور، تأكيد بر تهديد آفرينى ايران است. ترس از ايران شيعى به ويژه هنگامى كه به تكنولوژى هستهاى مجهز شود، اصلىترين ابزار اقناعى واشنگتن در ارتباط با اعراب مىباشد. اما به عكس، كاهش حس تهديد در اعراب، مخرب و زايل كنندۀ سياست خارجى آمريكا در منطقه خواهد بود .1 حجم وسيع