44هدف دوم، رايزنى و تبادلنظر با ملك عبدالله پادشاه عربستان در خصوص روابط دو جانبه و موضوعات و تحوّلات مهم منطقهاى و بينالمللى بود كه با توجه به شرايط خاص منطقه، بهويژه تحولات فلسطين، لبنان، عراق و افغانستان، بسيار با اهميت تلقّى شد. هدف سوم، پيگيرى حلّ مشكلات زائران خانۀ خدا و ايجاد تسهيلات براى آنها بود. با توجه به روابط نزديك ميان آيتالله هاشمى رفسنجانى و ملك عبدالله، مذاكرات و برنامهها در محيطى صميمانه انجام شد.
مقالۀ حاضر در بخش اول، به كالبد شكافى روابط ايران و عربستان در شرايط جديد منطقهاى و در بخش دوم به پىآمدهاى تحكيم روابط دو كشور در رابطه با تحوّلات منطقه وجهان اسلام و نيز به دستاوردهاى سفر آيتالله هاشمى رفسنجانى مىپردازد :
بخش اول: كالبد شكافى روابط ايران و عربستان
- روابط ايران و عربستان و شرايط جديد منطقهاى
عربستان به دليل ساختار خاص اجتماعى و فرهنگى خود، از ديگر كشورهاى خاورميانه و حتى كشورهاى همسايۀ آن در حوزۀ جنوبى خليج فارس متمايز مىباشد. ساختارهاى خاص قبيلهاى و عشيرهاى كه به پديد آمدن فرهنگى خاص منتهى شده است، همراه با آموزههاى عميقاً سنتى و مذهبى و نيز سيطرۀ افكار و ايدههاى سلفى در قالب «وهابيت» ، به جامعۀ عربستان تركيب منحصر به فردى بخشيده است. حكمرانان آل سعود با وجود ذخاير عظيم نفتى، همواره از ثروت سرشارى برخوردار بودهاند. عربستان حدود يك چهارم ذخاير اثبات شده نفت جهان (حدود 262 ميليارد بشكه) را در اختيار دارد و از اين منظر، وضعيت سياسى و ثبات يا ناامنى در اين كشور نفتخيز از اهميت زيادى براى قدرتهاى بزرگ، به ويژه ايالات متّحدۀ آمريكا برخوردار مىباشد. پادشاهى سعودى در بُعد منطقهاى و فراتر از آن، در حوزۀ جهان اسلام نقشى مهم براى خود قائل است و با حمايتهاى مالى گسترده از كشورهاى اسلامى و جنبشهاى اسلامى (البته به طور گزينشى) ، در پى بسط حوزۀ نفوذ خود بوده است.
ايران و عربستان همواره به عنوان دو كشور و دو قدرت تأثيرگذار جهان اسلام، در منطقۀ خاورميانه و خليج فارس مطرح بودهاند و هر كدام بنا به دلايل مشابه و متفاوت، نقشى برتر براى خود در روند تحوّلات منطقهاى قائل مىباشند. روابط بين دو كشور از پيروزى انقلاب تاكنون همواره با نوساناتى توأم بوده است.
جمهورى اسلامى ايران و عربستان سعودى با توجه به ظرفيتها و ويژگىهاى خود، دو كشور مهم و تعيين كننده در منطقه محسوب مىشوند. پيروزى انقلاب اسلامى نه تنها از اهميت روابط دو كشور نكاست بلكه پديدۀ نوين انقلاب و رخدادهاى متأثر از آن، به همراه تغييرات منطقهاى و بينالمللى، روابط دو كشور را با حساسيت خاصى همراه كرد و به آن پيچيدگى فوقالعادهاى بخشيد. از همان ابتداى پيروزى انقلاب، سوء ظن اعراب حوزۀ خليج فارس نسبت به آنچه كه آن را تلاش جمهورى اسلامى براى صدور «انقلاب شيعى و ايدئولوژى ضدّ غربى» تعبير مىكردند، در واكنش آنها به جمهورى اسلامى نوپا در ايران انعكاس يافت.
دو سال پس از پيروزى انقلاب، كشورهاى مذكور با تشكيل شوراى همكارى خليج فارس، به طور عملى در جهت مقابله و رفع نگرانى از بابت حضور يك ايران جديد در منطقه گام برداشتند. نمونۀ اين تقابل را مىتوان در موضعگيرىها و كمكهاى مالى برخى از كشورهاى عربى خليج فارس، به ويژه عربستان سعودى در جنگ هشت سالۀ عراق عليه ايران به رژيم صدام جستوجو نمود.
در دهۀ و پس از جنگ ايران و عراق، با اقداماتى كه در دورۀ رياست جمهورى آقاى هاشمى و به ويژه پس از حملۀ عراق به كويت صورت گرفت، روابط دو كشور وارد مرحلۀ جديدى از همكارى و اعتمادسازى شد. عربستان چنين مىپنداشت كه با تغيير در شرايط نظام بينالمللى (پس از سقوط كمونيسم) و تحوّلات منطقهاى، فضا براى ترسيم روابط تازه مهيا شده است. روند مناسبات دو كشور در اواسط دۀ شمسى و پس از اعلام سياست تنشزدايى از سوى جمهورى اسلامى، رو به بهبود نهاد و دو طرف علىرغم اختلافات موجود سعى بر برطرف كردن ابهامات موجود و نزديكى روابط داشتند، اما در كل، هيچگاه سوء ظن و بدگمانى اعراب به طور كل و عربستان به طور خاص نسبت به ايران بر طرف نشد.
در بررسى روابط ايران و عربستان، لازم است محورهاى زير مورد توجه قرار گيرد :
- اهميت و جايگاه منطقهاى و بينالمللى خليج فارس؛
- موضوع انرژى و نقش دو كشور در اوپك، جايگاه قدرتهاى منطقهاى و رقابتهاى منطقهاى، فرامنطقهاى و بينالمللى در منطقه استراتژيك خليج فارس؛
- موقعيت و جايگاه عربستان سعودى و ايران و عوامل تأثيرگذار در مناسبات سياسى دو كشور؛
- نقاط اشتراك و افتراق بين دو كشور؛
- خصوصيات پادشاهى عربستان؛
- چالشهاى درونى جامعه عربستان؛