48«نقل شده كه عمر بن خطاب به بقيع رفته گفت: درود بر شما اى اهل قبور! اخبارى كه نزد ما است اين است كه زنانتان به ازدواج ديگران درآمدند و خانههايتان به دست ديگران به سكونت درآمد و اموالتان تقسيم شد.
صدايى پاسخش داده، گفت: پسر خطاب! اخبار ما اين است كه: آنچه از پيش فرستاديم، در اينجا آن را يافتيم و از آنچه انفاق كرديم، سود برديم و آنچه را كه بهجا نهاديم، خسارت كرديم و شاعر چه زيبا سروده است:
پيش از مرگ، بفرست عمل صالح را و بكوش كه چارهاى جز تلاش و عمل صالح نيست.»
هيثمى، (مجمع الزوائد: ج3، ص189) مىنويسد:
عن ابن عمر، أنّ رسول الله صلي الله عليه [وآله] و سلّم خرج إلي البقيع - بقيع الغرقد- فقال: السلام علي أهل الديار من المسلمين والمؤمنين و رحم الله المستقدمين وإنّا إن شاء الله لاحقون، يعني بكم.» 3
«از ابن عمر نقل شده كه پيامبر خدا ( ص) به سمت بقيع رفت و خطاب به مدفونين آن، فرمود: درود بر اهل ديار از مسلمانان و مؤمنان و خداوند رحمت نمايد پيشينيان ما را، انشاء الله ما به شما ملحق خواهيم شد.»
سيره و روش خليفۀ سوم (عثمان) نيز همين بود. او چنان عنايت و توجهى به بقيع داشت كه به نقل بسيارى از مورّخان، حُشّكَوكَب را خريد و به خاك بقيع افزود.
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، اين مطلب را آورده است:
«حشّ كوكب، بفتح أوّله وتشديد ثانيه: موضع عند بقيع الغرقد، اشتراه عثمان، وزاده في البقيع، ولماّ قتل ألقي فيه» . 4
«حشّ كوكب (به فتح اول و تشديد دوم) ، جايگاهى است نزديك بقيع غرقد، كه عثمان خريد و به بقيع افزود و چون به قتل رسيد، در همانجا دفن شد.»
اين قطعۀ تاريخى، اهتمام عثمان به بقيع را نشان مىدهد كه بخشى را خريد و به بقيع افزود.
ديدگاه عالمان اهل سنت
-بيهقي
بيهقى، رواياتى را آورده است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
«قال: وأخبرنا أبو عبد الله الحافظ. . . عن عطاء بن يسار، عن عائشة، انها قالت كان رسول الله صلي الله عليه [وآله] و سلّم كلّما كان ليلتها من رسول الله - صلّي الله عليه [وآله] وسلم - يخرج من آخر الليل إلي البقيع فيقول: السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَأَتَاكُمْ مَا تُوعَدُونَ غَدًا مُؤَجَّلُونَ وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لاَحِقُونَ اللهُمَّ اغْفِرْ لأَهْلِ بَقِيعِ الْغَرْقَدِ. . .» 5
«ابوعبدالله الحافظ. . . از عطاء بن يسار و او از عايشه نقل كرده كه گفت: هرگاه نوبت او در حضور پيامبر مىشد، حضرت آخر شب به بقيع مىرفتند و مىفرمودند: سلام بر شما خانۀ قوم مؤمنين، كه آنچه خدا به شما وعده داده را در مىيابيد و ما به شما ملحق مىشويم و خدايا! اهل بقيع غرقد را مورد عفو قرار ده.»
بيهقى از راويان و محدثان ديگر، بارها همين حديث را نقل نموده و رفتن به بقيع را با اقتدا و تأسى به پيامبرخدا توصيه مىكند و آن را در ادامۀ حكم الهى مَا آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ مىشمارد.
و نيز مىگويد: بايد در بقيع حضور يافت و با كلماتىكه پيامبر، اهل بيت را مخاطب قرار مىداد، به آنها درود فرستاد و از خدا طلب مغفرت كرد.
اين نكته در صفحات 249 و 250 سنن كبرى، مورد بحث تفصيلى قرار گرفته است.
2. حاكم نيشابوري
حاكم نيشابورى در مستدرك، مطالبى در فضيلت و حرمت بقيع آورده كه به نمونههايى از آن اشاره مىكنيم:
«عَنْ عِكْرَمَة، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: مَشَي مَعَهُمْ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ [
وآله ]
وَسَلَّمَ إلَي بَقِيعِ الْغَرْقَدِ حِينَ وَجَّهَهُمْ ثُمَّ قَالَ: انْطَلِقُوا عَلَي اسْمِ اللهِ اللَّهُمَّ أَعِنْهُمْ» . 6
«از عكرمه و او از ابن عباس نقل كرده، آنگاه كه پيامبر آنها را بر رفتن به بقيع امر كرد، با آنها قدمى راه رفت و آنگاه به ايشان فرمود: برويد به نام خدا و از خدا خواستند كه: خدايا! آنها را يارى فرما!»