96در پارهاى از پاسخها برخى مسامحات جزئى ديده مىشود كه به ذكر يك نمونه بسنده مىكنيم: در پاسخ «ب» آمده است: «نايب هم برايشان بگيرند» در حالى كه شخص معذور از طواف، خودش بايد نايب بگيرد، نه اينكه «برايشان بگيرند» ; چون از طواف معذور است، نه از نايب گرفتن.
5. چنان كه ملاحظه شد، با وضع فعلى، اختلاف است كه آيا بر طواف از طبقه بالا عرفاً «طواف كعبه» صدق مىكند يا نه. لازمه برخى پاسخها اين است كه «به طور حتم صدق مىكند» ; مانند «الف» و «ط» و لازمه برخى اينكه «به طور حتم صدق نمىكند» ; مانند «ح» و برخى هم مشروط كردهاند به احراز اينكه چيزى از قامت طائف، بالاتر از پشت بام كعبه نباشد; مانند «ج» و برخى به احراز اينكه طبقه دوم از كعبه بالاتر نباشد يا كعبه مقدس از طبقه دوم پايينتر باشد; مانند: «د» و «ز» .
هر چند مشهور است كه تشخيص موضوع با فقيه نيست، بلكه با مكلّف است، اما با چنين وضعى، آيا رواست كه از مكلّف بيچاره كه چه بسا يك بار در عمرش به حج مشرّف شده، بخواهيم صدق عرفى طواف از طبقه بالا يا عدم آن را تشخيص دهد و. . . ؟ آيا با اين همه امكانات، مسئولان مربوط نمىتوانند بررسى و اعلام كنند