95ز) چنانچه كعبه مقدس از طقبه دوم پايينتر نباشد، احتياط واجب آن است كه علاوه بر اينكه در طبقه دوم طواف داده مىشوند، استنابه هم بنمايد.
روشن است كه مفاد پاسخ «ج» اين است كه براى صدق طواف بايد قامت طواف كننده از كعبه بالاتر نباشد و حتّى اگر فقط سر و گردن، هم از كعبه بالاتر باشد، عرفاً طواف صدق نمىكند، ولى مفاد «د» و «ز» اين است كه اگر كف طبقه دوم اندكى پايينتر از پشت بام كعبه يا مساوى آن باشد، طواف صدق مىكند; هر چند تمام بدن طائف، بالاتر از پشت بام كعبه باشد; چون مفهوم «اگر طبقه دوم بالاتر از كعبه است، طواف از بالا كفايت نمىكند» ، اين است كه اگر از طبقه دوم بالاتر نباشد، بلكه مساوى پشت بام كعبه يا اندكى پايينتر باشد، كفايت مىكند.
4. پاسخ «ز» اندكى كاستى دارد; زيرا در آن، فقط وظيفه فرضى كه «كعبه مقدس از طبقه دوم پايينتر نباشد» بيان شده است; ولى اگر پشت بام كعبه مقدس مساوى با سطح طبقه دوم يا بالاتر باشد، تكليف چيست، به صراحت در اين پاسخ نيامده است; هر چند با دقّت مىتوان فهميد مراد اين است كه دراين فرض، طواف از طبقه بالا كفايت مىكند.
پاسخ «ه-» دقيق است; چون فرض بر دوش گرفتن هم در آن ذكر شده كه در صورت امكانِ آن، مقدّم بر نيابت است، و از آنجا كه در سؤال، عدم امكان بر دوش گرفتن، به طور قطع نيامده، بلكه به صورت احتمال و فرض ذكر شده است، براى وضوح بيشتر پاسخ و دفع هر گونه توهّم، بهتر بود در پاسخها ذكر مىشد. پاسخ «ج» و «ح» نيز از اين جهت مانند «ه-» است.
به هر حال، با فرض عدم امكانِ بر دوش گرفتن، پاسخ «ب» محتاطانهترين پاسخ است و تا هنگامى كه تكليف صدق عرفى طواف از طبقه بالا روشن نشود، مناسبترين، جامعترين و محتاطانهترين پاسخ اين است كه «با عدم امكانِ بر دوش گرفتن، معذور، هم نايب بگيرد تا در مطاف طواف كند، و هم خودش از طبقه بالا طواف كند» .