48«يكى از امتيازات مخصوص به حج اين است كه خطاب در آن، متوجّه عموم مردم است; «اى ابراهيم، در ميان مردم، براى حج اعلام عمومى كن. 1براى خدا بر مردم است آهنگ خانه او كنند. همانا نخستين خانهاى كه براى مردم قرار داده شده، سرزمين مكّه است. 2بهخاطر بياوريد هنگامى را كه خانه كعبه را محلّ بازگشت مردم قرار داديم; 3خداوند كعبه را كه خانه محترم است، وسيلهاى براى اقامه امر مردم قرار داده است.» 4اينگونه آيات و روايات، دلالت روشن بر «بُعد اجتماعى حج» دارد وگرنه اگر حج فريضهاى فردى بود، لازم نبود اين همه روى كلمه «الناس» تكيه شود. همچنان كه لازم نبود مردم از راه دور و نزديك با هر وسيله ممكن، در زمان و مكان معين، گرد هم جمع شوند تا اين فريضه الهى را با بهطور جمعى انجام دهند. اگر ثمره و بهره حج فردى بود، چرا فرمود: «پس از همانجا كه مردم كوچ مىكنند، كوچ كنيد» 5اين آيه مىرساند كه حج مركز اتحاد مسلمانان است و هيچ كس حق تكروى و دورى از اجتماع مردم را ندارد; زيرا كه حج افزون بر اين كه فريضهاى فردى است، همچنين فريضه جمعى است و ثمره و منفعت آن، به تمامى مسلمانان برمىگردد.
با عنايت به عموميت دعوتِ وَ أَذِّنْ فِيالنَّاسِ بِالْحَجِّ و اطلاق «منافع» و تفسير امام رضا (ع) مبنى بر اينكه منافع حج، افرادى را كه در مراسم حج نبودهاند، در بر مىگيرد. مىشود ادعا كرد كه قدر متيقّن از منافعى كه بر مراسم با شكوه حج مترتب مىشود، همان «منافع عمومى و اجتماعى» حج است.
همچنين قدر متيقّن از قِيَاماً لِلنَّاسِ. . . در آيه مباركه جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَاماً لِلنَّاسِ. . . . 6بعد اجتماعى آن است; زيرا با توجه به اطلاق كلمه «قِيَاماً» و مناسبت آن با «لِلنَّاسِ» و با عنايت به معناى «قِيَام» 7چنين برداشت مىشود كه كعبه و حج، سبب اصلاح امور دينى و دنيوى مردم 8و باعث رفع نابسامانىها از جوامع مسلمين خواهد گرديد; چرا كه كعبه به عنوان ضامن جامعه بشرى مطرح شده است و اين به خاطر حرمت و جلالت و قداستى است كه كعبه در نظر عموم مردم