38فرهنگى، اقتصادى و. . . ميان اين دو، تفاوت اساسى وجود دارد.
شروع آيات، بدون «بسم الله. . .» و اعلان برائت، آن هم در ضمن تأكيدهاى بسيارى كه در جملهها ديده مىشود و با توجه به اينكه برائت به وسيله نماينده رسمى پيامبرخدا (ص) در روز حج اكبر، آن هم در نقطه بلند و در اجتماع بزرگ مسلمانان و مشركان اعلام شده و همچنين لحن صريح قرآن كه با قاطعيت هرچه تمامتر مىفرمايد:
«هنگامى كه ماههاى حرام پايان گرفت، مشركان را هر كجا يافتيد به قتل رسانيد و آنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمينگاه بر سر راه آنها بنشينيد» . 1همه اينها دلالت بر اهميت و ضرورت حكم و تضاد دائمى ميان اسلام و كفر دارد، ازاينرو، هيچ مسلمانى، نه تنها حق ندارد با قومى كه خدا و رسول از آنها قطع رابطه و اعلام انزجار نمودهاند، ارتباط برقرار كند، بلكه بايد با تأسى به رسولالله (ص) و امير مؤمنان (ع) و متابعت از امر خداوند، در هر سال، در مراسم حج و در روز حج اكبر، با صداى رسا (اذان) فرياد برائت از مشركين سر دهند تا همچون رسولالله (ص) رعب و وحشت در دل مشركان و كافران بيندازند.
حضرت امام خمينى (قدس سره) در اين باره مىگويد:
«آيا تأسى از رسول الله و متابعت امر خداوند، خلاف مراسم حج است يا عين مراسم حج و در راستاى سنت پيامبر و اطاعت از اوامر الهى است؟ آيا اعلان برائت و انزجار از قومى كه خدا و رسول با آنها برائت جستهاند، شرك است يا خم شدن و اطاعت كردن از ابرقدرتها كه عين شرك و عبوديت بشر براى بشر است، شرك نيست» ؛ 2وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ; 3«اگر از آنها اطاعت كنيد شما هم مشرك خواهيد بود» .
مگر نه اين است كه تحقّق ديانت جزو اعلان محبت و وفادارى نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است. مگر پيامبر خدا (ص) نفرمود: «محكمترين دستگيرههاى ايمان، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا و دوست داشتن اولياى خدا و تبرّى جستن از دشمنان خدا است.» 4و آيا برائت چيزى جز دشمنى در