209
مكه در دنيا، به عنوان مركز علم محسوب مىشود
در كيهان شناسى جاوا (كه از جزاير بسيار مهم اندونزى است) و كيهان شناسى آسياى دور، مراكزى براى ارتباط دنياى عينى و جهان ماورا طبيعى؛ مانند قبر بزرگان، كوه، غار و جنگل و مكانهاى زيارتى وجود دارد كه نه تنها براى عبادت و زيارت مهم است، بلكه مركزى براى علم بوده است. گرفتن علم و به قول پادشاه ماتارام، اين مكانها جايى براى در يافت وحى محسوب مىشدند.
بعد از اينكه مردم جاوا مسلمان شدند، مكه براى آنان، به عنوان مركزى براى كيهان شناسى به شمار ميآمد؛ زيرا مىدانيم كه آنجا قبلۀ مسلمانان بوده و قرآن بر پيامبر (ص) در مكه نازل شده و بنابراين، اين شهر به عنوان مركز علم اسلام محسوب مىشده است.
به طور دقيق مشخص نيست كه مردم جاوا، در چه زمان و چه سالى به حج رفتند، اما در اواسط قرن هفدهم، پادشاهان جاوا در اين سرزمين فعاليتهاى سياسى بر ضدّ استعمار هلند را آغاز كردند.
در سال 1630، شاهان بانتن و ماتارام، به رقابت با يكديگر بر خاستند و قرار بر اين شد كه هر كدام نمايندهاى جداگانه به مكه بفرستند و براى مقام سلطان، از شريف مكه اجازه بگيرند.
آنان بر اين باور بودند كه گرفتن اذن پادشاهى از مكه براى پاد شاهى و رياست آنها يك نيروى فوق طبيعى است.
در واقع، در هيچجا گرفتن اذن براى مقام از شريف مكه، مرسوم نبود و فقط مردم جاوا معتقد بودند كه شريف مكه نسبت به همۀ ملل مسلمان كرامت و برترى دارد. كاروانيكه از بانتن به مكه رفته بود، در سال 1638 و كاروان ماتارام در سال 1641 به اندونزى بازگشتند.
نمايندۀ پادشاه بانتن، پس از باز گشت، علاوه براينكه مقام پادشاهى را از شريف مكه گرفته بود، هدايايى نيز براى پادشاه به همراه آورد. براى نمونه، تكهاى