119آنها اين است كه دستور اكيد و سوگند پيامبر خدا در مورد دوا خوردن تمام افراد حاضر در مجلس، به عنوان عمل متقابل و مجازات اقدام آنان صورت گرفته است؛ «يقسم رسول الله عقوبة لهم بما صنعوا» 1در صورتى كه اولاً- همان گونه كه اشاره شد، بنا به مضمون بخش مهم اين حديثها، پس از آن كه پيامبر خدا به هوش آمد، متوجه شد كه به دهان او دوا ريخته شده، بنابراين، از ناحيۀ آن حضرت، كه در حال بيهوشى به سر مىبرد، نهى وجود نداشته تا مخالفتى صورت پذيرد و متخلّفان مجازات شوند.
ثانياً - اگر در اين رابطه مفهوم همان حديث را بپذيريم كه آن حضرت قبلاً متوجه جريان بود و با ايما و اشاره آنان را نهى ميكرد و از خوردن دارو امتناع ورزيد، باز هم نمى توان چنين مخالفتى را جرم قابل مجازات به حساب آورد؛ زيرا اين مخالفت، بر اساس توجيهى از سوى عاملين بوده كه معمولاً هر مريض از خوردن داروى تلخ، امتناع مىورزد.
و ثالثاً - اگر فرض كنيم كه همۀ حضار مجلس، طرف مشورت و با اصل موضوع موافق بودهاند، اما مسلّم است كه همۀ زنان در انجام دادن اين عمل شركت و مباشرت مستقيم نداشتهاند. بنابراين، مجازات همۀ حضار چرا؟ و چرا همه حاضران، به جرم عمل يك يا دو نفر مجازات شوند، در صورتى كه طبق قانون اسلام و قانون عقل نمى توان كسى را به جرم شخص ديگر مسؤول دانست؛ «ولا تزر وازرة وزر اخرى» و آيا اين حكم مانند آن نيست كه در مقام قصاص عدهاى را به جرم راضى بودن به قتل كسى، مانند شخص قاتل، محكوم به قصاص نمايند؟ ! و آيا هيچ شخص عاقلى به خود اجازه مىدهد افرادى را در برابر عملى كه آن را وظيفۀ اسلامى و انسانى خود و راه نجات وجود پيامبر و معالجۀ او مىدانند، به جاى تقدير و تشكّر از عمل آنان مجازات كنند؟ ! كجا رسد به مقام ارجمند رسالت و خاتم نبوت، كه طبق نقل ابنحجر، آن حضرت در تمام دوران زندگى اش، حتى نسبت به حقوق شخصى و مسلّم خويش با هيچ كس و حتى با دشمنانش به مقام انتقام و مجازات برنيامد و با