118لا تلدونى فلما أفاق، قال أ لم أنهكم أن تلدونى» .
2. موفعيت عباس در اين جريان : بنا به مضمون حديثى كه ترمذى و بعضى علماى اهل سنت نقل كردهاند، عباس عموى پيامبرخدا (ص) از همان افرادى بود كه به دهان پيامبر دوا ريختند. «رده العباس و أصحابه» 1ولى به نقل ابن ابى الحديد، از عايشه، عباس با اين كه در مجلس حضور داشت اما از دوا ريختن به دهان حضرت رسول امتناع ورزيد «فاجمعوا على ان يلدوه فقال العباس لا الده. . .» 2در حالى كه بنا به مضمون حديثى كه از صحيحين نقل آورديم، عباس در اصل جريان حضور نداشته بلكه بعداً وارد شده است؛ «إلا العباس فانّه لم يشهدكم» . 33. چه كسانى مشمول مجازات گرديدند: بنا به نقل احمد بن حنبل، به همۀ صحابه، كه در آن جريان حضور داشتند، دوا داده شد تا نوبت به همسران آن حضرت رسيد ولى بنا به مضمون حديث ديگرى كه باز احمدبن حنبل نقل كرده، به جز همسران پيامبر شخص ديگرى در آن موضوع و در آن جلسه شركت نداشت و دوا نيز تنها به همسران پيامبر خورانده شد.
«عن العباس إنه دخل على رسول الله وعنده أزواجه فاستترن منه إلاّ ميمونۀ فقال (ص) لا يبقى فى البيت أحد شهد للد إلاّ لُدّ» : عباس گويد: وارد حجرۀ پيامبر شدم و همسران آن حضرت در كنارش بودند. با ديدن من، حجاب به سر كردند، جز ميمونه. پس پيامبر فرمود: در خانه كسى باقى نماند كه شاهد دوا خوردن من بوده است، مگر اين كه به دهان او هم دوا ريخته شود.
آيا صدور چنين حكمى با مقام نبوت سازگار است؟
گذشته از اين تضاد و تناقض سه گانه در متن اين داستان، كه دليل بر جعل و ساختگى بودن آن مىباشد، در زمينۀ اين افسانۀ ساختگى، اين سؤال مطرح است كه: آيا اصلاً صدور چنين حكم خندهدار و دستور چنين مجازات مخالف عقل و وجدان، از سوى رسول الله، با مقام نبوت و شخصيت شاخص رسول اعظم و پيامبر خاتم متناسب است؟ ! زيرا در ظاهر، مضمون همۀ اين حديثها و مفهوم صريح بعضى از