88وى اعلام كرد براى يك روز كار سه درهم مىدهد. به دنبال آن كارگران فراوانى رفتند و كار را به انجام رساندند. حتى برخى از زنان هم به كار مشغول شدند تا آنكه آب به شهر مكه و در ميان صفا و مروه رسيد. اين كار چهار ماه بهطول انجاميد و براى آن يكصد و پنجاه هزار درهم صرف شد. اين خبر در اتحاف (3/181، 182) و سلوك مقريزى (1/2، 275) آمده و صاحب اتحاف، به دنبال آن، داستان ديگرى هم كه براى مؤلف جالب بوده در اين رابطه نقل كرده است. آب آن قدر در مكه زياد شد كه مكيان آن را براى سبزيجات هم استفاده كردند (سلوك، 1/2، 275) . مقريزى ذيل حوادث سال 726 مىنويسد: در اين سال گفته شد كه امير چوپان، شمارى از برگزيدگان سپاه اردو را در حد ده هزار نفر آماده كرده و قصد حج دارد. در آن سال نايب سلطان؛ يعنى امير سيفالدين ارغون هم به حج رفته بود. سلطان مصر در هراس افتاد كه نكند چوپان قصد دارد ارغون را دستگير كند. به همين جهت به نايب شام دستور داد با سپاه خود به طرف كرك برود و به ارغون بپيوندد. گويا همۀ اينها شايعه بود وهدف سطان مصر چيزديگرىبود. پس از رفع خطر، شايع شد كه امير چوپان از حج منصرف شده است (سلوك، 1/2، 277) .
زمانى كه وى كشته شد، تابوت وى را همراه با كاروان حج عراق به حرمين آوردند. اين ماجرا در سال 728 بود.
تابوت چوپان را شبانه در مسجد الحرام طواف داده به سوى مدينه بردند. وى در مدرسهاى كه خود در اين شهر ساخته بود، و نزديك باب الرحمه قرار داشت، محلى را براى دفن خود معين كرده بود كه امكان دفن او در آنجا فراهم نشد و در بقيع مدفون گشت (1/395؛ اتحاف:
3/185؛ العقد الثمين: 3/447) . (در بارۀ درگذشت وى نك: العقد الثمين: 446 /3، ش 920)
توجه وى به حج، چندان بود كه در سال 730 همچنان برخى از نزديكان وى امير حج عراقى بودند. در اين سال اميرالحاج عراق، شخصى به نام محمد الجويج (در اتحاف 3/189: محمد حجيج) از اهالى توريز؛ يعنى همان تبريز و از نزديكان اولاد امير چوپان بود كه نزد سلطان ابوسعيد موقعيت بالايى به دست آورده بود (1/396) . بايد افزود كه يكى از امراى مغول با نام ياسور هم كه ابوسعيد، توهم توطئهاى از ناحيۀ وى داشت؛ به تحريك ابوسعيد، در جمرات كشته شد (اتحاف: 3/201) .