81بنگريد در: (1/365) . در سال 618 آنچنان اخبار اين مشكلات و وفور «كفره» در مناطق زياد شد كه هيچ كس از بلاد عجم و همدان و اصفهان به حج نرفت (1/369) .
يكى از مشكلات پنهان حج در تمام اين ادوار اين بود كه از يك سو، اشراف در مكه تمايلات زيادى داشتند و تبلورآن در اذان بودكه «حَيَّ عَلىٰ خَيْرِ الْعَمَلِ» گفته مىشد. امراى حج شام و مصر، ضمن آنكه در دورۀ فاطميان روى اين مسأله اهتمام داشتند، در دورههاى ديگر سخت با آن مخالف بودند و به محض تسلط، از آن جلوگيرى مىكردند (1/345، 361) . زمانى خلافت عباسى هم با آن به مخالفت مىپرداخت.
روزگارى اين اوضاع به عكس شد.
شام ومصر، در دورۀ مماليك سخت سنىگرى كردند، درحالىكه بهعكس، تعداد فراوانى از حجاج عراقى شيعه بودند.
براى سالها (گويا از سال 354) يك علوى شيعه، كه نقيب علويان هم بود، امير الحاج عراق شد. اين شخص كسى نبود جز ابو احمد حسينبن موسى موسوى (پدر برادران شريف رضى و مرتضى) .
بعدها هم مكرر اتفاق مىافتاد كه نه تنها شيعيانى در كاروان حج عراق بودند، بلكه امير الحاج شيعه بود. جزيرى ذيل حوادث سال 566 مىنويسد: امير الحاج عراقى طاشتكين مستجندى؛ يعنى امير كبير مجدالدين ابوسعيد مستنجدى بود. پس از وى، اين كار به فرزندش مستضى رسيد.
طاشتكين سالها اميرالحاج عراق بود و بيش از بيست بار به حج رفت. وى زمانى امير حلّه و تُستر و خوزستان شد. فردى كريم و اهل بذل و بخشش، شجاع، بلند همت و صبور و شيعه بود كه در سال 602 درگذشت. اولين سال امارت او بر حجّ سال 565 بود. كم حرف بود و گاه هفتهها مىگذشت يك كلمه حرف نمىزد. وى در تستر مرد و جنازهاش را به نجف بردند و در آنجا دفن كردند (1/358 - 357) . در سال 579 كه امير طاشتكين به حج آمد، تعداد زيادى از امراى عجم خراسانى همراهش بودند (1/360) . از اين طاشتكين اطلاعات فراوانى در دست است. ابن كثير اشاره مىكند كه وى 26 حج با مردم بهجاى آورد و در حجاز گويى يك پادشاه بود. وى بعدها متهم شد كه با صلاح الدين ايوبى براى تصرف بغداد مكاتبه كرده كه به نظر ابن كثير دروغ بود. حلّه كه شيعى نشين بود، در اقطاع او بود (البداية و النهاية، 12/352؛ 13/45) . بعدها صاحب حلّه را به خاطر