100مخالفان آگاه گرديد. فورا با گروهى از ياران خود پيش آنها آمد و هدف اسلام و برنامه عالى خود را متذكر شد و فرمود: اسلام شما را به يكديگر برادر نمود. بايد تمام كينهها و خشمها را به دست فراموشى بسپاريد. آن گاه به قدرى آنها را پند واندرز داد و از سرانجام بد اختلاف آگاهشان ساخت كه يك مرتبه ناله و صداى آنها به گريه بلند شد و براى تحكيم مبانى برادرى، همديگر را در آغوش گرفتند و از درگاه خدا طلب آمرزش نمودند. 13. قيام مسلّحانه و اقدامات نظامى:
كار شكنى يهود در آغاز و در دو سال نخست هجرت، در حد مجادله، ايجاد شك و ترديد و احيانا اهانت زبانى بود و پيامبر صلى الله عليه و آله با بردبارى و شكيبايى خاص خود، همه را تحمّل مىكرد. اما اين جنگ سرد به قيام مسلحانه تبديل شد.
در حومۀ يثرب سه قبيلۀ بزرگ و قدرتمند، كه نبض اقتصادى آن جا را در دست داشتند، زندگى مىكردند. هر كدام بگونهاى در ضدّيت و براندازى نظام نوپاى اسلامى و نقض پيمان مشتركى كه با مسلمانان داشتند، اقدام عملى نمودند.
قبيلۀ «بنى قينقاع» خون مسلمانى را در بازار يثرب ريختند. اين فرد مسلمان به دفاع از زن مسلمانى برخاسته كه مورد آزار و تمسخر جوانان يهودى قرار گرفته بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل اين عمل يهوديان و نيز به دليل اصرار زياد «عبداللّٰهبن ابىّ» ، از پيكار نظامى با آنان خوددارى نمود و در تنبيه يهوديان به حداقل اكتفا كرد. قرار شد كه يهوديان «بنى قينقاع» با تحويل سلاح، سرزمين مدينه را ترك كنند. آنان نيز از مدينه به سرزمين «وادى القرى» و از آنجا به سرزمين شام كوچ كردند.
يهوديان «بنى نضير» نقشۀ قتل پيامبر صلى الله عليه و آله را ريختند و تصميم به كشتن او گرفتند. سران اين قبيله قصد داشتند با افكندن سنگ بزرگى از بالا، به حيات پيامبر صلى الله عليه و آله خاتمه دهند ولى آن حضرت از توطئۀ يهود آگاه شد.
پيامبر صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرمان آماده باش داد و قلعۀ «بنى نضير» را محاصره كرد.
يهوديان آمادۀ صلح و تسليم شدند و پيامبر صلى الله عليه و آله هم صلح آنان را پذيرفت، به شرط آنكه سلاح خود را تحويل دهند و اموال منقول خود را ببرند و آنها براى حمل در و پنجره، خانههاى خود را ويران كردند و سپس همگى به «خيبر» و از آنجا به شام كوچ كردند.
يهوديان «بنىقريظه» در جنگ