101«احزاب» بر خلاف پيمانى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله بسته بودند، با اعراب مشرك و يهوديان خيبر همكارى نموده و به دشمنان اسلام پيوستند. «كعب» رييس قبيلۀ «بنى قريظه» عهد نامهاى را كه ميان وى و پيامبر نوشته شده بود، طلبيد و در برابر همگان پاره كرد و گفت: كار پيمان پايان يافت، آماده جنگ و نبرد باشيد.
سپاهيان اسلام پس از پايان جنگ احزاب دژ بنىقريظه را به محاصرۀ خود در آوردند. در نهايت يهوديان داورى «سعد معاذ» را پذيرفتند. پيامبر صلى الله عليه و آله مردان قبيلۀ سوم را به حكم داورى كه خود آنان تعيين كرده بودند، اعدام كرد و اموال آنان را مصادره نمود. 1قبيله بنى قريظه بارها رأفت پيامبر صلى الله عليه و آله را تجربه كرده بودند، اما بردبارى پيامبر صلى الله عليه و آله حد و اندازهاى دارد و مصحلت اسلام و امت اسلامى را نمىتوان دستخوش مسائل عاطفى نمود. شمارى از محكومان به مرگ، با شفاعت كسانى كه حرمتى ويژه داشتند، از مرگ رهايى يافتند. هر چند شمارشان اندك بود. پيامبر صلى الله عليه و آله از تحميل عقيده به اسيران جنگى خوددارى كرد و توصيههاى پيامبر صلى الله عليه و آله در بارۀ كودكان نيز از سندهاى افتخارآميز تاريخ اسلام است. 2نمونههاى ديگر از رفتار مسالمتآميز پيامبر صلى الله عليه و آله با يهوديان
* گروهى، زن يكى از اشراف يهود، به نام «زينب» را فريب دادند كه پيامبر را از طريق غذا مسموم سازد. زينب گوسفندى را بريان كرد و همۀ آن را مسموم ساخت و به عنوان هديه خدمت پيامبر فرستاد. پيامبر وقتى نخستين لقمه را به دهان گذاشت احساس كرد كه مسموم است، بىدرنگ آنرا از دهان در آورد. هم غذايش «بشر بن براء بن معرور» كه از روى غفلت چند لقمهاى از آن خورده بود، پس از مدتى بر اثر سم در گذشت.
پيامبر دستور داد زينب را احضار كردند. از وى پرسيد چرا چنين جفايى را بر من روا داشتى؟ ! وى در پاسخ به عذر كودكانهاى متمسّك شد و گفت: تو اوضاع قبيلۀ ما را به هم زدى، من با خود فكر كردم كه اگر فرمانروا باشى؛ با خوردن اين سم از بين خواهى رفت و اگر پيامبر خدا باشى قطعاً از آن اطلاع يافته و از خوردنش خوددارى خواهى كرد. پيامبر از سر تقصير او گذشت و گروهى را كه آن زن را به اين كار وادار كرده بودند، تعقيب ننمود.
اگر چنين حادثهاى براى غير پيامبر از فرمانروايان ديگر رخ داده بود، روى زمين