98در سال 1081، روز جمعه، پانزدهم ماه رمضان، در حالى كه خطيب جمعه مشغول خواندن خطبه بود، عجمى با شمشيرى به وى حملهور شد در حالى كه فرياد مىزد: «انا المهدى» ، اطرافيان جلويش را گرفتند و وى را حبس كردند. پس از نماز به سراغش آمده، او را كشان كشان به طرف معلات بردند و در نزديك بركة المصرى، با آتش سوزاندند.
عصامى با ذكر اين حادثه مىنويسد:
«و هذا أمر عظيم تُحار فيه الأفكار، كون المسلم يُهان هذه الإهانة، و يُقتل بغير موجب، ثم يُحرّك بالنار، نعوذ باللّٰه من مكراللّٰه» . 1در سال 1088 باز هم وقايعى در مكه رخ داد كه تعدادى از حجاج شيعه كشته يا سنگسار شدند و اساس آن هم، به گفتۀ عصامى، كه خود معاصر و حاضر در مكه بوده، بى اساس و ناشى از يك توطئه يا توهّم بود. 2اما اكنون، مورد ديگرى از قتل يك روحانى شيعۀ استرآبادى، در سال 945ق. داريم كه منبعى كهن و معاصر، خبر آن را ضبط كرده است. اين زمان سلطان عثمانى، سلطان سليمان فرزند سلطان سليم (م 926) بود كه از سال 926 تا 974 سلطنت كرد. همين زمان، شاه طهماسب در ايران سلطنت مىكرد و سلطنتش از سال 930 تا 984 به درازا كشيد.
منبع خبر مورد نظر ما، كتاب «نيل المنى بذيل بلوغ القرى لتكملة اتّحاف الورى» از جاراللّٰه بن العز بن النجم بن فهد المكى 3، يك اثر تاريخى است كه رويدادهاى شهر مكه را از ذىحجۀ سال 923 تا جمادى الآخر 946 ثبت كرده است. 4همانگونه كه از نام كتاب پيداست، اين اثر ذيل كتاب «بلوغ القرى بذيل اتحاف الورى بأخبار امّ القرى» (نوشتۀ العز بن فهد - م 922) است كه آن كتاب، خود تكملهاى بر كتاب معروف «اتحاف الورى بأخبار امّالقرى» ، (از نجم الدين عمر بن محمد بن فهد مكى هاشمى - م885) است.
متأسفانه در ديگر تواريخ اين دورۀ مكه، از جمله «الاعلام بأعلام بيتاللّٰه الحرام» (از قطب الدين نهروالى م. 990، چاپ قاهره، 2004) خبر آن نيامده است. چنان كه در منائحالكرم (نك: ج3، ص266؛ چاپ مكه، 1419) نيز ذيل وقايع سال ياد شده، اين خبر گزارش نشده است.
واقعۀ مورد نظر، در سال 945 رخ داد و اين زمان، امير مكه، محمد ابونمى فرزند بركات