68ديگرى متأثر مىباشد. همگى در يك سخن، اسلام را تعريف مىكند. اگر روزه اثر فردى بيشترى دارد، نماز، زكات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، هم اثر فردى دارد هم اثر اجتماعى. در اين ميان حج است كه علاوه بر داشتن آثار دوگانه، اثر جهانى را هم با خود به همراه دارد. اين است كه گاه در ترازوى اسلام، وزنۀ حج بر نماز و روزه سنگينى مىكند و با فضيلتتر بهشمار مىرود. 1در جهان اسلام، تقويت دين و پيوند مسلمانان به حج بستگى دارد. 2كعبه، نماد و مظهر اسلام است. 3دين جهانى اسلام، تا آنجا ماندگار است كه حج ماندگار باشد. 4خداوند متعال تا آنجا مسلمانان را مهلت مىدهد كه حجرَوى و مناسك حج را ترك نكنند؛ و خانۀ خدا را خالى نگذارند. 5حج، جداى از آثار جهانى، آثار مادى و معنوى ويژهاى را هم در انسان پديدار مىكند:
حج پذيرفته شده در پيشگاه خداوند، پاداشى جز بهشت ندارد. 6حجگزار، از گناه پاك مىشود، همانند روزى كه از مادر متولد شده است. 7هر مالى و نعمتى را پاسخگويى لازم است، مگر هزينه كردنى كه در راه جهاد براى خدا و زيارت كعبه انجام گرفته باشد. 8حج مايۀ سلامتى بدن، افزايش درآمد و شايستگى در ايمان خواهد بود. 9آنكه حج واجب انجام دهد؛ آزادى از آتش جهنم پاداش اوست؛ و اگر دوباره رود، تا پايان عمر سعادتمند خواهد زيست؛ و اگر سهباره پشت سرِ هم حج كند، همانند كسى است كه هرساله به حج رود. 10چنين كسى ديگر روى فقر و تهيدستى نخواهد 11ديد.
حج، در عمر انسان بالغ و عاقل، بيش از يكبار واجب نيست؛ اما از چنان اهميتى برخوردار است كه در سفارش پيشوايان اسلام مىخوانيم: «اگر مىتوانيد در زندگيتان به نان و نمك قناعت كرده و ساليانه به حج رويد، چنين كنيد!»
گاه فقيهان قديم شيعه، حجرَوى را در روايتهاى رسيده بهقدرى عميق يافتهاند كه به واجب بودن همهسالۀ آن فتوى دادهاند. 12زيرا علاوه بر تأكيدهاى فراوان براى رفتن به حج، از كسانى هم كه با وجود استطاعت، به حج نمىروند، كافر نام برده مىشود. 13تعريف استطاعت
«استطاعت، اصطلاح كلامى بهمعناى توانايى (قدرتِ) انجام دادن كار (فعل) از سوى انسان است كه متكلّمان دربارۀ ماهيت