196پيشگيرى از اين سفر كفايت مىكرد.
عبدالرشيد ابراهيم، يكى از مسلمانان روسيه، كه اصالتاً ازبك بود، تجربۀ خود را در كتاب «سفرنامه حج» اينگونه آورده است:
«هر اندازه كه قرنطينه در ظاهر يك تدبير صحيح است، در اصل يك معلنت سياسى است. ولى متأسفانه رجال حكومت عثمانى و پزشكان، از اين جهت در كل معنا غافل و بيگانه هستند.»
شگفت آن بود كه معمولاً در اوايل ماه رجب، زمانى كه حجاج مىخواستند گذرنامه بگيرند، اعلام مىشد كه در يكى از ايالات روسيه وبا مشاهده شده است! چون راه عبور حجاج، در ماه رجب و شعبان از خاك روسيه بود، اين امر هر سال اتفاق مىافتاد و خبر ديده شدن آثار بيمارى وبا مرتب اعلام مىشد. همچنين بايد در نظر داشته باشيم كه به خاطر ساخت راهآهن به وسيلۀ دولت عثمانى، راه حج بسيار كوتاه شده بود. به همين دليل اجازه نمىدادند كسى در ماه رجب براى اخذ گذرنامه مراجعه كند.
مسلمانان بعد از مدتى، به فكر چاره افتادند. آنها نه گذرنامۀ حج كه گذرنامۀ يك كشور ديگرى را از دولت روسيه مىگرفتند! ولى متأسفانه حجاج ما وقتى از مكه خارج مىشدند، مىبايست قرنطينه را تحمل مىكردند. از آنجا به بيروت رسيده و دوباره قرنطينه مىشدند و به ازمير مىآمدند و بار ديگر همان بدبختى را داشتند و اگر مىخواستند به روسيه بروند، دوباره در كفّه قرنطينه مىشدند، ولى در هيچ يك از آنها، نه قانونى وجود داشت و نه بهداشتى.
حتى بعضى وقتها چنان برخوردهاى بدى مىشد كه با هيچ عقلى سازگار نبود.
اگر يك كشتى از مسلمانان از استانبول به روسيه مىرفت، حتماً قرنطينه مىشد، ولى كشتى روسى كه قصد برگشت از قدس را داشت، مشمول قرنطينه نمىشد و اگر در اين كشتى فقط و فقط يك مسلمان وجود داشت آن فرد بايستى تحت قرنطينه در مىآمد. در واقع، آن زمان قرنطينه منحصر به ايام بازگشت حجاج بود.
به نظر مىرسد اين امر از يك سو بهجا بود و از سوى سياسى و نوعى ستم؛ زيرا قرنطينهاى كه در كشورهاى مسلمان (مانند مصر و يا قدس) اجرا شد، تا اين حد سختگيرانه نبود.
در اسناد عثمانى، نمونههاى زيادى از اين دست وجود دارد كه تنها دو مورد از