195محمد پاشا كه پسر اوست، ماهى 150 ليره مجاناً شهريه مىگيرد و در مدينه اقامت دارد.» 1روسها مىدانستند كه حج عبادت صرف نيست. بهعكس، نقشۀ سياسى حج را هميشه زير نظر مىگرفتند و ارتباط حجاج تركستان در راه حج و خبر گرفتن از اوضاع همديگر براى روسيه بسيار خطرناك بود؛ زيرا اين امر نشانۀ اتحاد مسلمانان ماوراءالنهر محسوب مىشد. آنها به دنبال اين بودند كه به شكل مناسبى جلوى اينگونه عبادات را بگيرند.
يكى از كارشكنىهاى آنان، خوددارى از دادن گذرنامه به حجاج تركستان بود. در سال 1880 بر اساس يك قانون، اعطاى گذرنامه به مسلمانان به حالت تعليق در آمد، ولى حجاج در برابر اين موانع تسليم نشده و با رفتن به بندر ادسه، با هزينۀ بسيار زيادى گذرنامه تهيه مىكردند و به راه خود، به سمت حجاز ادامه مىدادند.
روسيه نيز قادر نبود جلوى اينكار را بگيرد تا اينكه در سال 1904 اين ممنوعيت لغو شد، حتى در ادسه براى فروختن گذرنامه به مسلمانان، دفاتر زيادى باز شده بود و بعضى از مسلمانان نيز در اين ميان، دچار نيرنگبازىهاى دفترداران مىشدند. 2حكومت براى مقابله با فريضۀ حج، تشكّلهاى مسيونرى به راه انداخت و به علما در مورد نوشتن كتاب و رساله براى منع مردم از سفر به حجاز فرمان داد. يكى از اين كتابها در سال 1870 با نام «سفر به حج و مكه و تأثير سياست و دين» چاپ شد. در اين رساله به نقش سياسى - فرهنگى مناسك حج توجه شده و در عين حال، تا حدّ ممكن مسلمانان از رفتن به حج منع شده بودند.
در اواخر قرن 19، تفكّر اسلامى گسترش يافت و بالطبع روسها از اين امر بسيار نگران بودند. اين ترس و وحشت تنها در روسها نبود، بلكه كشورهاى غربى؛ مانند انگلستان كه مستعمرات زيادى در ميان ممالك اسلامى داشتند، نيز گرفتار چنين وحشتى بودند. براى جلوگيرى از سفر مسلمانان به حج، داشتن تنها يك دروغ و شايعه نيز كافى بود؛ مثلاً كافى بود بگويند بيمارى وبا در ميان حاجيان شايع شده است!
بعد از 1890 سازمانهاى قرنطينۀ بيمارىهاى مسرى تشكيل شد. در اين سياست، به ظاهر هيچ منعى براى رفتن به حج وجود نداشت، ليكن با گنجاندن مسألۀ بيمارى به عنوان شرط شرعى، براى