79مورد عفو و بخشش خداوند قرار گرفته است. از ديرباز در تاريخ عقايد و مباحث تفسيرى، اين نكته مورد بحث واقع شده است كه آيا نسبت دادن گناه به پيامبر صحيح است يا نه؟ و از آنجا كه شيعه قائل به عصمت انبيا، بهويژه افضل آنان، حضرت ختمى مرتب، محمد صلى الله عليه و آله مىباشد، ناگزير در جستجوى تأويل اينگونه آيات بر آمده است. آيۀ مورد بحث نيز از جمله آياتى است كه از گذشتههاى دور، حتّى در عصر امامان معصوم عليهم السلام مورد سؤال واقع گرديده و پاسخهاى مختلف داده شده و تأويلهاى گوناگونى از آن به عمل آمده است. اكنون به مواردى از آنها اشاره مىشود:
1. برخى گفتهاند: مقصود از جملۀ «لِيَغْفِرَ لَكَ اللّٰهُ. . .» اين است كه خداوند گناهان گذشته و آيندۀ «امت» تو را بخشيده و مىبخشد، در اثر شفاعتى كه از آنان مىكنى و مقصود از «تَقَدَّمَ» و «تَأَخَّرَ» يعنى آنچه زمانش گذشته و آنچه زمانش نيامده است؛ همچنانكه كسى به ديگرى مىگويد: من از گناهان گذشته و آيندۀ تو چشم پوشى مىكنم.
اما اينكه چرا گناه «امت» را به پيامبر نسبت داده «ذَنْبِكَ» ؛ «گناه تو» گفته است، به جهت ارتباط استوار و محكمى است كه ميان پيامبر و امت وجود دارد؛ همچنانكه معمولاً به جهت ارتباط تنگاتنگى كه غالباً ميان مردم و رهبران دينى، سياسى و يا اجتماعى به وجود مىآيد، اعمال و كردار پيروان آنها را به آنان نسبت مىدهند.
2. مقصود از «مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ» اين است كه آنچه از گناهان بر تو شده و جرايمى كه بر تو رفته است؛ زيرا كلمۀ «ذنب» مصدر است و جايز است هم اضافه به «فاعل» شود و هم به «مفعول» ، چنانكه مىگويند: «أعجبني ضرب زيدٍ عمرواً» كه مصدر اضافه به فاعل خود شده است. و «أعجبني ضرب عمروٍ زيدٌ» كه اضافه به مفعول شده است. پس «ذَنْبِكَ» در آيۀ شريفه، «ذنب» (مصدر) ، اضافه به «كَ» ضمير خطاب، از باب اضافۀ مصدر به مفعول است؛ يعنى گناه و خطايى كه تو را نمودهاند.
و معنى مغفرة؛ «لِيَغْفِرَ لَكَ اللّٰهُ. . .» بدين تأويل، برداشتن و باطل كردن و دگرگون نمودن احكام و دستورات دشمنان پيامبر؛ از مشركان است، كه عليه او بهكار گرفته بودند و تباه كردند جرمى كه مىخواستند در مورد پيامبر مرتكب شوند.
و اين تأويل با ظاهر كلام خدا سازگار است كه در آن «مغفرة» غرض و هدف «فتح مكه» شمرده شده است؛ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللّٰهُ. . . ؛ «ما براى تو پيروزى آشكارى را