39موضوعبندى كرده و هر موضوع را تا آنجاكه لازم بود توضيح دادهاست؛ بهگونهاىكه خواننده مىتواند نظريۀ كلّى و جزئى عرفا را راجع به حج بداند و آنرا تجزيه و تحليل و در آخر قضاوت كند:
جايگاه حج نزد عرفا
برگزارى مراسم حج نزد عارفان جايگاه ويژهاى دارد و شايد نتوان عارف بزرگى را يافت كه بارها حج نگزارده و مجاورت خانۀ خدا را برنگزيده باشد. آنان مقيد بودند كه اين مراسم را با شور و حال به جا آورند و گاه براى انجام اين مراسم آنچنان با تأنّى و همراه با عبادت حركت مىكردند كه سفر آنان چند سال طول مىكشيد و برخى از آنان بيان مىكردند كه خانۀ خدا كاخ پادشاه دنيا نيست كه ملاك فقط رسيدن باشد، بلكه چگونگى و كيفيت حضور و با ادب و احترام رسيدن مهم است.
دربارۀ بايزيد بسطامى گفتهاند:
«دوازده سال روزگار شد تا به كعبه رسيد كه در هر مصلّى گاهى سجّاده باز مىافكند و دو ركعت نماز مىكرد، مىرفت و مىگفت: اين دهليز پادشاه دنيا نيست كه به يك بار بدينجا بر توان دويد، پس به كعبه رفت و آن سال به مدينه نشد، گفت ادب نبود او را تبع اين زيارت داشتن، 1آن را جداگانه احرام كنم، باز آمد سال ديگر جداگانه از سر باديه احرام گرفت و در راه در شهرى شد، خلقى عظيم تبع او گشتند.» 2و دربارۀ ابراهيم ادهم نيز گويند كه چهارده سال در قطع باديه كرد كه همۀ راه در نماز و تضرّع بود تا به نزديك مكه رسيد. . . 3و دربارۀ احمد نصر نقل است كه شصت موقف ايستاده بود، بيشتر احرام از خراسان بسته بود. 4و دربارۀ رابعۀ عدويه گفتهاند: هفت سال به پهلو مىگرديد تا به عرفات رسيد. . . 5ابراهيم ادهم به وى گفت:
«اى رابعه، اين چه شور و كار و بار است كه در جهان افكندهاى؟ ! گفت: شور، من در جهان نه افكندهام تو شور در جهان افكندهاى كه چهارده سال درنگ كردهاى تا به خانه