190نگاه از روى شهوت، از محرّمات احرام به شمار مىآيد.
سوم: حقوق و آزادىهاى زنان نسبت به همسر شرعى، در مقايسه با غير حج، بسيار بالا است. زن مىتواند، در صورت استطاعت، بدون اذن شوهر (اگر مفسده نداشته باشد) به حج برود و حتى در حال احرام، نبايد نيازهاى جنسى او را پاسخ بگويد و. . . .
زنان عالم مى توانند در حج، آگاهىهاى لازم را نسبت به همه چيز و از جمله شرايط بانوان در كشورهاى مختلف كسب كرده، هماهنگىهاى لازم را براى رفتن به سوى فضاى مطلوب به عمل آورند.
چهارم: زنان، در احكام پوشش و ترابط با مردان نيز نسبت به زمانها و مكانهاى ديگر، از آزادىهاى مطلوبى برخوردارند، تا جايى كه حتى پرسيده شد، در صورتى كه زن يقين دارد در حال طواف در محدودۀ معين (ميان خانه و مقام) با اجنبى برخورد مىكند، آيا باز هم واجب است در محدودۀ معين طواف كند؟ امام خمينى پاسخ دادند: آنچه ذكر شد، عذر نيست. 1پنجم: چنانكه پيشتر اشاره شد، در تأسيس اركان حج، حركات بانوان (هاجر) تعيين كننده بود. در فرهنگ اسلامى نيز در حج تمتع و در هر نسك (غير از عمرۀ تمتّع) ، طوافى به نام زنان، جزو اعمال منظور شده است و آثار عدم توجه به طواف نساء و نماز خاص نيز بسيار سنگين است.
با اين نگاه مىتوان به اين استنباط كلّى رسيد كه، اگر گفته مىشود در فقه اسلامى، تكاليف شاق براى بانوان در نظر گرفته شده و براى مردان امتيازات فراوان منظور گرديده است، (جدا از صحّت و سقم اين مدعا كه جاى چند و چون فراوان دارد) ، به راحتى مىتوان ادعا كرد كه در مجموعۀ احكام حج، هم تكاليف زنان از مردان سبكتر است و هم محدوديتها و سختگيرىها بر مردان نسبت به زنان بيشتر است و اگر قرار است حج ابعاد تربيتى، نتايج اخلاقى، آثار روحى و روانى و عبادى مطلوب داشته باشد و آدميان را براى زندگى در غير محيط حج (اجتماع) بسازد، در آن صورت جامعۀ متأثر از فضاى حج، جامعهاى امن و مطلوب براى زنان خواهد بود.