185پيمان عقبه كه در سال 12 بعثت رخ داد، به نام «بيعه النساء» شهرت يافت و در وجه تسميۀ آن بدين نام، اين نكته گفته شده كه شركت زنان، علاوه بر مردان، كه تا آن زمان جنبۀ عمومى نداشته، چنين رسمى را ايجاب مىكرده است. 1در اين شاهد تاريخى، مىبينيم كه اگر خديجه در ميان زنان، از نخستين مسلمانان است، زنانى از مدينه نيز در حين سفر به مكه و در آن فضاى رعب آور و خطرناك، كه از سوى قبايل خود و نيز از سوى مشركان مكه در امنيت نبودند، در فضاى حج، به گسترش اسلام كمك نموده، به مناسك حج روح حقيقى، معنوى، توحيدى، هاجرى و ابراهيمى بخشيدند.
3 - 1) ام سلمه و گره گشايى:
پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله پس از آنكه در مدينه مستقر شد و آن حد از قدرت اجتماعى را به دست آورد كه بتواند سنتهاى كهن را بشكند، براى گزاردن «حج نمونه» ، عازم مكه شد. آن حضرت در سال ششم هجرت، وقتى با حدود 1200 تا 1300 نفر به سرزمين «حديبيه» رسيد، مأمورانى از مكه آمده، گفتند: شما امسال حق حج رفتن نداريد وگرنه جنگ خواهد شد و بالأخره كار به عقد قرارداد «صلح حديبيه» كشيد و قرار شد پيغمبر آن سال را برگردد و از انجام حج منصرف شود و سال آينده، آن هم براى سه روز به حج برود و بت پرستان سه روز اطراف خانه خدا را خالى كنند و در اختيار مسلمانان بگذارند.
وقتى اين مطلب تمام شد، پيامبر فرمود: ما امسال گرچه احرام بستيم و در حال احرام، قربانى نيز با خودمان آورديم، اما نمىتوانيم حج خود را تمام كنيم. بنابراين، همينجا هركس قربانىاش را ذبح كند و از احرام به درآيد. با اينكه پيامبر چند نوبت به آنان فرمود: برويد و قربانىهاى خود را بكشيد و از حالت احرام بيرون آييد، همه به آن حضرت خيره مىنگريستند و دستورش را اجرا نمىكردند. اين نكته، مشكل بزرگى ايجاد كرد (حتى بعضى گفتند كه ما در پيامبرى او شك كرديم) . پيامبر با اوقات تلخ، به چادر «امّ سلمه» (يكى از همسرانش) رفت.
امّسلمه وقتى ناراحتى آن حضرت را ديد، عرض كرد: يا رسولاللّٰه، مطلب چيست؟ پيامبر فرمود: مگر نمىبينى من به آنها دستور مىدهم به فرمان خدا برويد، گوسفندهايتان، شترهايتان و قربانىهايتان را كه آوردهايد، ذبح كنيد و از حالت احرام بيرون بياييد، اما به فرمان خدا عمل نمىكنند.