115به جاى آورد. ناصر خسرو سه سفر ديگر در سالهاى 439، 440، 442 هجرى قمرى به مكه داشت. سه سفر نخستش از درياى سرخ به مرفأ الجار مىآمد و از آنجا به مدينه و سپس به مكه مىرفت. در سفر چهارم، از راه نيل به اسوان آمده، از آنجا به درياى سرخ و سپس از طريق جده به مكه رفت. 1در اين سفر بود كه وى به طائف و تهامه و لحسا رفت و پس از ملاحظۀ منطقۀ تحت سلطۀ قرامطه، راهىِ بصره شده، از آنجا به اصفهان و سپس به خراسان رفت.
ناصرخسرو از اينكه طى شش سال سفرِ خود، از زمانى كه از خراسان حركت كرد (سال 437) تا آنگاه كه برگشت (سال 443) ، چهار بار به مكه آمده، نشانگر اهميتى است كه مكه و كعبه در نگاه وى داشته و اعتبارى است كه يك مسلمان شيعۀ ايرانى، فيلسوف و شاعر، در آن رورگاز براى اين شهر مقدس قائل بوده است.
وى شرح حرمين و سفر حج را در چهارمين سفر خود نوشته و بنابراين، در سفر اول، تنها اشاره كرده كه مطالب مربوط به حج را بعداً خواهد گفت: «شرح مكه و حج اينجا ذكر نكردم تا به حج آخرين، بشرح بگويم.» 2سفرنامۀ ناصرخسرو، به لحاظ جغرافيايى، از اهميت بالايى برخوردار بوده 3و به عنوان منبعى قابل توجه شناخته مىشود. در واقع، اطلاعات ارائه شده در اين كتاب، بيش از آنكه شبيه سفرنامهها باشد، به كتابهاى جغرافى مىماند.
ناصر خسرو در سفر چهارم آنگاه كه به مكه مىرسد، وصف اين شهر را آغاز مىكند كه بسيار عالى و خواندنى است.
اين گزارش، متفاوت با بسيارى از مطالبى است كه در آثار ديگر آمده است؛ متفاوت از اين جهت كه وصف او از شهر، وصف دقيق، جزئى و گزارش عينى است؛ بهطورى كه هر آنچه را با چشمان خويش ديده، وصف كرده است.
اين وصف شامل چند قسمت است:
نخست، وصف مكه (صص101 - 97)
دوم، صفت زمين عرب و يمن (صص103 - 101)
سوم، صفت مسجد الحرام و بيت كعبه (107 - 103)
چهارم، صفت درِ كعبه (صص107 و 108)