37شام و مصر رخ داد و سرانجام حكومت ايلخانان و جانشينان آنان، با مرگ تيمورلنگ در سال 807 پايان يافت.
3. فاجعۀ اندلس؛ اين فاجعه آنگاه رخ داد كه آتش جنگ در شرق، ميان مسلمانان و مغولها شعلهور بود، در چنين وضعيتى جبهۀ سومى بر ضدّ مسلمانان در غرب اسلامى گشوده شد و نبرد سخت و حسابشدهاى ميان مسلمانان و فرنگيان در سرزمين «اندلس» رخ داد كه نتيجۀ آن تار و مار شدن مسلمانان و پناهندگى آنان به سرزمين «مغرب گرديد» و همۀ اندلس (اسپانياى امروز) كه روزى مهد تمدّن اسلامى و مركز علم و دانش بود، در اختيار فرنگيان قرار گرفت. اين نبرد در سال 609 آغاز شد و در سال 898 پايان پذيرفت.
از اين بيان نتيجه مىگيريم كه چهار قرن ميانهاى در چهارده قرن اسلامى، پربلاترين و مصيبتبارترين قرنها بود.
جهان اسلام در آن تاريخ، به بزرگمردى نياز داشت كه مصمم و قاطع بهپا خيزد و با تكيه بر مشتركات، بر صفوف پراكنده وحدت بخشد و همه را بر ضدّ صليب و صنم و فرنگ و مغول و همۀ متجاوزان بسيج سازد.
تفرقهافكنى در آغاز قرن هشتم
احمدبن تيميه در سال 661؛ يعنى 5 سال پس از سقوط خلافت عباسى در بغداد، در شهر «حرّان» ديده به جهان گشود و در پايان قرن هفتم و آغاز قرن ششم، تفرقهافكنى را در پاسخ به پرسش مردم «حماة» از آيۀ الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ آغاز كرد. او در رسالۀ «العقيدة الحمويه» ، در پاسخ پرسش مردم «حماة» با صراحت و آشكار نوشت: «خدا بالاى آسمانها است، در ثلث آخر هر شب به آسمان پايين فرود مىآيد و مىگويد: كيست كه مرا بخواند تا من او را پاسخ گويم.» 1از ديدگاه قرآن، يكى از بدترين عذابهاى الهى اين است كه خدا ملّتى را - بهخاطر سركشى و كردار بد - گروهگروه سازد و جامۀ دودستگى بر پيكرشان بپوشاند
به خاطر پخش و انتشار اين عقيده - كه نتيجۀ آن، جسم بودن، جهت داشتن، حركت و انتقال خدا از مكانى به مكان ديگر است! - گروهى از علما و دانشمندان كه نشر «رسالۀ