179مقصد بعدى جبل الرحمه است.
بر بلنداى جبل الرحمه مىرويم، دو ركعت نماز بر فراز اين كوه سرا پا رحمت بهجا آورده، خدا را سپاس مىگوييم. هنگام بازگشت از جبلالرحمه، دورهگردهاى سياه پوست و سفيد پوست را مىبينيم كه در پاى كوه بساط خود را گستردهاند و اجناس خود را در معرض فروش گذاشتهاند در پايين كوه عدهاى شترهايى را محمل بستهاند تا افراد را بر آن سوار كنند، عكس بگيرند و پولى به جيب بزنند. روحانى كاروان از ديدن اين صحنه در پايين جبل الرحمه اظهار تأسف مىكند!
از آنجا مسجد خَيف مىرويم. اين مسجد جايگاهى است كه واقعۀ قربانى كردن اسماعيل عليه السلام در آنجا اتفاق افتاد و خداوند گوسفندى را براى ابراهيم عليه السلام فرو فرستاد تا آن را به جاى اسماعيل قربانى كند. مىگويند هزار پيامبر در اين مكان نماز خواندهاند و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در حجةالوداع خيمۀ خود را در اين مكان برافراشت.
آنگاه به مشعر الحرام مىآييم. پس از توقفى در اين مكان. به منا مىرسيم. چادرهاى سفيد رنگ ضدّ آفتاب و آتش، قد برافراشتهاند. به محل رمى جمرات مىرسيم. همۀ جمرات را رمى مىكنيم و سپس روانۀ كوه حِرا يا جبل النور مىشويم. از پايين و دامنۀ كوه آن را تماشا مىكنيم.
قرار است فردا صبح زود به ديدن غار حِرا بياييم.
سحرگاه دوشنبه 23/4/82
ساعت سه بامداد همراه با ديگر دوستان خودرويى را كرايه مىكنيم تا ما را به غار حِرا ببرد.
اين غار در شمال مكه در فاصلۀ شش كيلومترى اين شهر و مشرف بر منا است. به پاى كوه مىرسيم. شيب دامنۀ پايين كوه به حدّى تند است كه چند قدمى بر نداشته نفس آدم مىگيرد و در برزخ شك و ترديد قرار مىدهد كه آيا مىتوان از كوه بالا رفت يا نه؟ ! هوا بسيار تاريك است.
بسيارى از كسانى كه زودتر از ما رفتهاند، اكنون باز مىگردند. آنن با چراغ قوه مسير خود را روشن مىكنند.
كششى عجيب به پاهايمان توان مىدهد تا خودمان را از ميان پيچ و خمها و نشيبها و فرازها بالا بكشيم. شور و اشتياق ديدار منزلگاه وحى چنان در وجودمان زبانه مىكشدكه هيچ مانعى نمىتواند سد؟ راهمان شود؛ طورى كه حتى استراحتى كوتاه را جايز نمىدانيم. مقصد