169نمىدهند و او را باز مىگردانند.
تماشاى گنبد سبز رسولاللّٰه باعث شده است ذرّهاى احساس دلتنگى يا خستگى نكنم. دو تن از زائران ايرانى در كنارم نشستهاند، از طرز حرف زدنشان معلوم است شمالى هستند. با هم گرم صحبت مىشويم. بحث دربارۀ علل در هم ريختگى اوضاع اقتصادى ايران بالا مىگيرد و يكى دو نفر ديگر هم به جمع ما مىپيوندند. دو نفر از زائرانى كه در كنارم نشستهاند گنبد امام رضا عليه السلام و گنبد رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله را با هم مقايسه مىكنند حرفهايشان شنيدنى بود.
سه شنبه 17/4/82
امروز بايد با مدينه وداع كنيم و اين وداع براى هر كس كه شميم وصال اين بهشت الهى را چشيده باشد، بسى تلخ و دشوار است. لحظهها به سرعت مىگذرند، براى آخرين بار به سوى تربت پاك پيامبر صلى الله عليه و آله مىروم، قدمها را آهسته بر مىدارم، خاطرات چند روز گذشته در پيش چشمم مجسم مىشوند، آه، ايام چه زود گذشتند! آيا اين روزها يازهم تكرار مىشود؟ ! به حرم مىروم تا آخرين درد اشتياق خود را با رسولاللّٰه بازگو كنم. مىروم تا بار ديگر بوسه بر آستانش زنم. تا با او و دخترش فاطمه عليها السلام، با امام حسن، با امام سجاد، امام صادق و امام باقر عليهم السلام خداحافظى كنم. مىروم تا دستهايم را بر بقعۀ بى ضريحشان حلقه زنم. اشكهاى چشمانم را در آن سر زمين ببارم. با خودم اين شعر سعدى را نجوا مىكنم:
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
در حرم رسولاللّٰه در كنار قبر به راز و نياز مىپردازم و پس از سه ساعت، با ديدگان اشكبار، ديار محبوب قلوب را وداع مىكنم.
در گرداگرد ضلع جنوبى حرم اسامى و القاب مبارك پيامبر خدا نوشته شده كه برخى از آنها عبارتند از: صاحبالوسيله، صاحب الشفاعه، صاحب المعجزات، صاحب الكوثر، مفتاح الجنّه، مفتاح الرحمه، وكيل، كفيل، خليل الرحمن، امام المتّقين، سيد المرسلين، صادق، مصدق، صراط