156آرى، مدينه قدمگاه پيامبر و بوسهگاه جبرئيل امين اكنون در برابر چشمان ماست؛ شهرىكه پيامبر صلى الله عليه و آله در توصيفآن فرمود:
«من مدينه را حرم قرار دادم همانگونه كه ابراهيم مكه را حرم قرار داد.»
با ايستادن هواپيما، وارد فرودگاه مدينه مىشويم. ساعت يازده شب است. از هنگام حضور ما در فرودگاه براى تطبيق كارت تا زمان حركت يك ساعت طول مىكشد. آقايى كه كارتها را تطبيق مىكند با نگاهى تعجبآميز قيافۀ يكى از زائران را كه نامش «ولىاللّٰه» است بر انداز مىكند و به شوخى مىگويد: محمد رسول اللّٰه، انت ولىّ اللّٰه! خندهاى گذرا بر لبهايمان مىنشيند.
اگر چه خستگى راه تا حدى بىتابمان كرده است، اما همۀ اينها هيچ نيست و بايد اين همه سختى را با جان و دل خريد كه گفتهاند:
در بيابان گر به شوق كعبه خواهى زد قدم
سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور
با پايان يافتن تشريفات قانونى و گرفتن مدارك، راهىِ هتلى مىشويم كه در فاصلهاى كمتر از يك كيلومتر از جوار رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله واقع است.
نام هتل «الساحه السفير» است، از خيابان مجاور كه نگاه مىكنيم، ديدگان اشكبار ما براى نخستين بار به بارگاه قدسى پيامبرخدا، حضرت محمدبن عبداللّٰه صلى الله عليه و آله روشن مىشود!