101از سوى ديگر، بسيارى از علماى عثمانى و ترك، به عربى نوشتند و در زمينۀ ادبيات حج، آثار فراوانى پديد آوردند.
با اين همه، بايد توجه داشت كه در ادبيات حج، برخى از بخشها فربهتر و برخى ضعيفتر است. براى نمونه، نوشتن سفرنامه و بحث از منازل راه، چندان گسترده نبوده است. شايد بدانجهت كه از سويى حج يك امر عبادى بود و زائران خانۀ خدا سرگرم كار عبادى خود بودند و از سوى ديگر، حاجيان با كاروانهاى مشخصى از شام و مصر راهى مكه و مدينه مىشدند؛ كاروانهايى كه هر سال مسير حج را طى مىكردند و منازل برايشان مشخص بود و گزارش راه هم توسط خود دولت عثمانى نوشته مىشد؛ بنابراين، ديگران ميلى به نگارش اينگونه آثار نداشتند.
آثارى كه در اين زمينه نوشته مىشد، برخى رنگ ادبى داشت، برخى تاريخى، شمارى نيز وجهۀ جغرافيايىاش به دليل ارائه كردن شرحى از منازل وويژگىهاى آنها، بيشتر بود. شمارى از آن آثار، تصاوير نقاشى از اماكن مقدس ارائه مىكردند.
به لحاظ ويژگىهاى نسخهشناسى، آثارى در مجموع ادبيات حج وجود دارد كه خاص سلاطين نوشته شده است. اين در حالى است كه هيچيك از سلاطين عثمانى به حج نرفتهاند، اما در ادبيات موجود شاهديم كه كتابهايى در مناسك براى آنها نوشتهاند.
ديگر آثار هم بسا در مقدمه، به سلاطين عثمانى يا امراى برجسته اهدا مىشد.
تلاش من در اين نوشته، شناساندن تمامى آثارى است كه به زبان تركى با حروف عربى نوشته شده است. برخى از اين آثار، با تحقيق به چاپ رسيده، برخى نيز همچنان مخطوط مانده است. هر آگاهى كه در بارۀ آنها داشته باشم، ارائه خواهم كرد.
خلاصه آنكه بايد توجه داشت، عثمانىها طى تسلّط چهارصد سالۀ خود بر حجاز، به دلايل مذهبى و سياسى، اهميت زيادى به حج مىدادند. تاريخچۀ فعاليتهاى آنان در ميان اعراب و ديگران، به مقدار زيادى مورد غفلت قرار گرفته است.
اين علاوه بر آن است كه خود عثمانىها نيز پس از تغيير الفباى خود، از آن ميراث جدا شدند و تنها در مواردى، به برخى از تحقيقات آكادميك در اين باره ادامه دادند.
همچنين ايرانيان نيز از چندوچون اين فعاليتها آشنا نيستند. گرچه در دورۀ قاجار