92باد، باران و رعدوبرق به مكه رسيد. 1گمان مىرود كه وى در هنگام ورودش به مصر و در زمان محمدعلى پاشا مسلمان شد و خودش را شيخ ابراهيم ناميد. ناشر انگليسىِ كتابهاى وى، ويليام اوسلى در ژانويه 1829 گفت:
«بيركهارت به عربى كاملاً مسلط بود و اطلاع دقيقى از اوضاع و آداب و رسوم مسلمانان داشت. همين امر او را يارى كرد تا نقش يك مسلمان را با موفقيت بازى كند. او توانست در تمام مدت برگزارى مناسك حج در مكه، مانند ديگر مسلمانان در آن شركت كند، بى آنكه كسى كوچكترين ترديدى در مورد شخصيت ساختگى و فريبكارانۀ او به خود راه دهد.»
وقتى از بيركهارت در مورد هويتش سؤال مىشد، خود را از بقاياى بردگانى معرفى مىكرد كه محمدعلى پاشا در مصر به آنها دست يافته بود. 2او در 8 سپتامبر 1814 وارد مكه شد و تا ژانويۀ بعد در آنجا باقى ماند. آنچه از دستنوشتههاى بيركهارت برداشت مىشود اين است كه او از اقامت در مكه واقعاً خرسند بود و در اين مورد گفته است:
لذتهايى كه در شهر مكه برده، هرگز در ساير مسافرتهايش به سرزمينهاى شرقى تجربه نكرده است.
او تا پايان عمرش در مورد اين سفر صحبت مىكرد. به جهت بيمارىاى كه از آن رنج مىبرد، نتوانسته بود از تمام موقعيتهايى كه برايش فراهم گشته بهره ببرد. 3او در اين مورد نوشت: