149فرامرزى معتقد بود كه:
«شاه يك مشت افراد متملّق، بىشخصيت و جاسوس مسلك را دور خودش جمع كرده است. اينها به جهت منافع خودشان كار مىكنند. در لحظات حسّاس هيچيك از آنها در كنارش نخواهند ماند.»
فرامرزى گرچه در شمار رجال سياسى رژيم پهلوى بود، اما همين مقدار صراحت لهجه و جسارت كه داشت و هر از چند گاه عليه دولتمردان، آنهم در آن دوران خفقان موضع مىگرفت، ستودنى است.
وى روزى در حضور سپهبد بختيار، رييس سازمان امنيت، در حضور خبرنگاران و در ضيافت شام وى، سانسور را كه توسط سازمان امنيت اعمال مىشد، به تمسخر گرفت و در پاسخ بختيار كه گفته بود: «شما را هميشه اذيت مىكنيم» گفت:
«چه اذيتى؟ چه آزارى؟ كار ما روزنامهنويسها اين است كه برويم بگرديم، سوژه پيدا كنيم، دربارهاش فكر كنيم، مقاله بنويسيم، برايش عكس پيدا كنيم و چاپ كنيم. همۀ اين زحمتها را عوض ما، آقايان به گردن گرفتهاند.
سوژه را شما پيدا مىكنيد. كار نوشتن را نويسندههاى فرماندارى نظامى به عهده مىگيرند، بعد ماشين مىكنند، برايش تيتر مىزنند، سوتيتر مىزنند، اندازۀ حروفش را مشخص مىكنند، حتى از اين مهمتر، جاى چاپش را هم شما معين مىكنيد كه در چه صفحهاى و در كجاى صفحه چاپ شود. انصاف بدهيد اين كار اذيت است؟ چه اذيتى جان من؟ بعضىها اسم اين كار را مىگذارند سانسور! سانسور كدام است؟ من به آن مىگويم همكارى!»
استاد شهيد مطهرى در يكى از سخنرانىهايش كه در بارۀ فلسطين و توسعهطلبى اسرائيل سخن گفته، چنين مىگويد:
«به قول عبدالرحمن فرامرزى، اين اسرائيلى كه من مىشناسم، فردا ادعاى شيراز را هم مىكند. مىگويد شاعرهاى خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشتهاند مُلك سليمان! هرچه بگويى آقا! اين تشبيه است، مىگويند سند از اين بهتر مىخواهيد؟ ! مگر ادعاى خيبر را كه نزديك مدينه است ندارند؟ مگر روزولت به پادشاه وقت عربستان پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را