76در بعضى از ارتفاعات مكّه (سر راه عمره) زير سنگى دفن كردند و بعد از نشر اسلام، قبر او را سنگباران مىكردند!
از اين تعبيرات استفاده مىشود كه عرب، قبل و بعد از اسلام، قبور افراد منفور را رمى مىكردند و ظاهراً آن را از رمى جمرات گرفته بودند و در هيچيك از اين تواريخ ديده نشده است كه ستونى بر بالاى قبور مزبور ساخته باشند و آن را رمى كنند، بلكه مجموعهاى از سنگريزه يا قطعات سنگ بوده است و با توجّه به اينكه آنها اين برنامه را به احتمال قوى از «رمى جمرات» گرفته بودند، اگر واقعاً در آن زمان در جمرات ستونى وجود داشت، مناسب بود كه عرب به همان صورت تقليد كنند و ستونى بالاى آن قبرها بسازند و آن را رمى كنند.
اين نكته مىتواند قرينۀ خوبى بر نفى وجود ستونها در آن اعصار باشد و به عنوان يك مؤيّد مورد استفاده قرار گيرد.
2 - جمعآورى هفتاد سنگ
در بسيارى از كلمات بزرگان، مانند: محقّق حلّى در «شرائع الاسلام» 1و علاّمه در «منتهى» 2آمده استكه حجّاج هفتاد سنگ براى رمى از داخل محدودۀ حرم برمىچينند (خواه از مشعر الحرام باشد يا از خود منا) ، 7 سنگ براى روز اوّل (دهم ذىحجّه) كه فقط جمرۀ عقبه را رمى مىكنند و 21 سنگ براى روز دوّم (يازدهم ذىحجّه) براى رمى هر سه جمره و 21 سنگ براى روز سوم (دوازدهم ذىحجّه) و 21 سنگ نيز براى روز چهارم (سيزدهم ذىحجّه) اگر روز سيزدهم را در منا بمانند، كه مجموعاً 70 سنگريزه مىشود.
كمتر كسى گفته است حجّاج بيش از اين مقدار جمعآورى كنند، اين نشان مىدهد پرتاب سنگ به جمره بسيار آسان بوده كه كمتر احتمال عدم اصابت مىرفته است، هرگاه جمره مجتمع الحصى (محل اجتماع سنگريزهها) باشد، پرتاب سنگ بر آن آسان است ولى اگر بخواهد سنگها در آن ازدحام عجيب به ستون بخورد، به يقين بيش از اين مقدار بايد جمعآورى كرد؛ چون احتمال عدم اصابت بسيار زياد است و اين قرينۀ ديگرى است.