52جَمَلاً ثُمَّ وَقَعَتْ عَلَى الْجِمَارِ أَجْزَأَكَ» . 1«اگر سنگريزهاى پرتاب كردى و در محملى افتاد، يكى ديگر به جاى آن رمى كن، و اگر به بدن انسان و يا شترى خورد، سپس روى جمرات افتاد، كفايت مىكند» .
تعبير به «وقعت على الجمار» (روى سنگريزهها افتاد) ، نشان مىدهد كه جمره همان قطعه زمينى است كه سنگها روى آن مىافتد.
توجّه داشته باشيد كه بسيارى از ارباب لغت «جمار» را به معناى سنگهاى ريز تفسير كردهاند؛ از جمله:
ابن اثير در «نهايه» مىنويسد: «الجمار هي الأحجار الصغار» .
و فيّومى در «مصباح المنير» آورده است: «و الجمار هي الحجارة» .
همچنين ابن منظور در «لسان العرب» مىگويد: «الجمرات و الجمار، الحصيات الّتي ترمى بها في مكّة» .
بنابراين، افتادن سنگ بر جمار؛ يعنى افتادن روى سنگريزهها، و همين امر، طبق روايت بالا، براى وظيفۀ رمى جمرات كفايت مىكند.
بنابراين، تعبير مذكور، دليل خوبى است بر مقصود.
افزون براين، سنگى كه به بدن انسانى يا شترى بخورد، در برگشت، چنان قوّتى ندارد كه به ستونها اصابت كند (اگر آنجا ستونى باشد) ، حدّ اكثر آن است كه روى سنگريزهها مىافتد.
2 - حديث بزنطى (احمدبن محمّدبن ابى نصر) از ابوالحسن (علىبن موسى الرضا عليهما السلام:
«وَ اجْعَلْهُنَّ عَلَى يَمِينِكَ كُلَّهُنَّ وَ لاٰ تَرْمِ عَلَى الْجَمْرَةِ. . .» . 2«تمام جمرات را، هنگامِ رمى، در طرف راستِ خود قرار ده و به هنگام رمى، روى جمره نايست.»
اين حديث نيز نشان مىدهد كه جمره همان سنگريزههاست؛ زيرا بعضى روى يك طرف آن مىايستادند و طرف ديگر را رمى مىكردند و جمعى از علماى عامّه، آن را كافى دانستهاند و ما حرام يا مكروه مىدانيم. امام عليه السلام از اين كار نهى