53مىكند و بديهى است كه هيچ عاقلى به هنگام رمى جمره روى ستون نمىايستد.
در كلمات فقهاى عامّه، در بحث گذشته نيز به اين معنى برخورد كرديم كه بعضى از آنها مىگويند: ايستادن روى جمره جايز نيست. (دقّت كنيد) .
3 - در كتاب «فقه الرضا» آمده است:
«إِنْ رَمَيْتَ وَ دَفَعْتَ فِي مَحْمِلٍ وَ انْحَدَرَتْ مِنْهُ إِلَى الْأَرْضِ أَجْزَأَتْ عَنْكَ» 1«هرگاه رمى كردى و در محمل افتاد و از آنجا به روى زمين غلتيد، كافى است.»
4 - در نسخۀ ديگرى در همان كتاب آمده است:
«إنْ أصَابَ إنْسَاناً ثَمَّ أوْ جَمَلاً ثُمَّ وَقَعَتْ عَلَى الأرْضِ أجْزَأهُ» . 2«هرگاه به انسان يا شترى كه در آنجاست اصابت كند، سپس بر زمين افتد (و در مرمى قرار گيرد) كفايت مىكند.»
پر واضح است كه مراد از اين عبارت، غلتيدن و افتادن در زمين محلّ رمى است. بنابراين، ايراد مرحوم صاحب جواهر كه مىگويد: «اين حديث مبهم است؛ زيرا كلمۀ «ارض» مطلق است» ، موجّه به نظر نمىرسد و حديث ابهامى ندارد. منظور از افتادن سنگريزه بر زمين، افتادن آن بر جمره (مجتمع الحصى) است.
5 - بيهقى محدّث معروف اهل سنّت در حديث مفصّلى نقل مىكند:
«جبرئيل مناسك حج را به ابراهيم عليه السلام عرضه داشت؛ از جمله «ثمّ انتهى إلى جمرة العقبة فعرض له؛ يعنى الشيطان، فرماه بسبع حصيات حتّى