215: مديريت دست اندركاران و كارگزاران حج در عربستان چگونه بود؟
آقاى اشتهاردى: كنترل خوبى بر اوضاع داشتند. فراموش نمىكنم كه روزى (29 ماه ذىحجه) تمام دوستان و همسفران آماده مىشدند تا به ايران برگردند. هركسى كارى انجام مىداد و قرار بود براى ايران بليت تهيه كنند. همۀ دوستان جمع شدند و هركدام يك يا دو ريال جمع كردند تا به شخصى به نام عزيز - كه در فرودگاه كار مىكرد - بدهند و او براى ما بليت بگيرد و كار ما زودتر انجام شود. او پولها را گرفت، امّا بعد از دو روز همه را پس داد و گفت: اگر حكومت بفهمد كه من از شما پول گرفتهام، بيچاره مىشوم! مرا از كار اخراج مىكنند و مىگويند از حجاج رشوه گرفتهاى! هر چه اصرار كرديم و گفتيم به كسى نمىگوييم و اين را خود ما به عنوان حقّ زحمت به شما مىدهيم، قبول نكرد و پولها را ريخت و رفت. بعد هم بليتها را گرفت و آورد!
حكومت در برخورد با متخلفان شدّت عمل به خرج مىداد تا مأموران عادت به گرفتن رشوه نكنند.
: از برخوردها و مناظرات خود با علماى اهل سنت، اگر مطالب گفتنى و خاطرهاى داريد لطفاً بفرماييد.
آقاى اشتهاردى: يكى از خاطراتم مربوط به سفر دوّم من به حج است كه با دوستانم مىخواستيم به ايران تلگراف بزنيم؛ گفتند نوبتى است. به نوبت اينجا بمانيد تا نوبت شما برسد. چند تن از ائمه جمعۀ اهل تسنّن آنجا بودند؛ دوستان از من خواستند كه اگر مطلب و سخنى دارم، در آنجا مطرح كنم. از مطالبى كه از درسهاى مرحوم آيتاللّٰه بروجردى يادم بود، به آنان گفتم و آن اين بود كه: آيتاللّٰه بروجردى مىفرمود: بر اساس حديث «ثقلين» ، مسألۀ خلافت، غير از مسألۀ بيان احكام است و مسلمين از صدر اسلام اشتباه كردند كه هر كس خلافت و حكومت اسلامى را به دست گرفت، بيان احكام را هم حق خود دانست! اين اشتباهى است كه در صدر اسلام آغاز و رسم شد. خلفاى اموى و بنىعباس هم، همگى چنين بودند و بيان حلال و حرام را از اختيارات و وظايف خود مىدانستند! اين اشتباه است و حديث «ثقلين» اشاره به خلافت نيست؛ بلكه اشاره به