125خامساً - فقها و سردستههايى كه تعليم مىدهند، بايد مراسم عيد را هم به اشخاص تعليم بدهند (به خصوص به سردستهها و مداحهايى كه در كاروانها هستند) و افكار آنها را پر كنند از معلومات فرحانگيز عيد اضحى - و به آنها تذكر دهند كه عيدهاى متعاقبى از قبيل «عيد اضحى» و «غدير خم» و عيد «خاتم بخشى اميرالمؤمنين عليه السلام» و «عيد مباهله» در پيش است تا روح اميدوارى در مسافرين بيشتر شود و بايد كه سخنرانىهايى پيرامون اين معانى عالى واقع گردد و به جاى محفوظات خرابۀ شام و وداع اسيران و عزادارى كه بايد در كربلا و شام و مواقع عزادارى (در هر نقطهاى باشند) انجام دهند. آنها را در اين ايام تبديل به ذكر فتوحات و شادىها كنند كه مناسب عيد است و به جاى عزادارى بايد تاريخ فتوحات مكه و حوادث اوليۀ اين «بلد الأمين» و تأثير آن را در جهان ياد بگيرند. غذاهاى معنوى افكار حاجيان از اين قبيل باشد تا آنها را سرمست محبّت خدا و دين خدا و فتح و فيروزى اين مركز بكند و وعدۀ حق را نشان دهد كه چگونه براى اجابت يك ندا از پيغمبر عظيم اسلام صلى الله عليه و آله اين همه جمعيت از سراسر جهان سر از پا نشناخته مىآيند و برادروار گرد هم جمع مىشوند و از هفتاد و پنج كشور جهان طبقۀ مستطيع آن (صدها هزار نفر) اجتماع مىكنند و همين خود در معنا عيد ديگرى است و حتماً اگر پيغمبر صلى الله عليه و آله سر از خاك بردارد و بنگرد كه چگونه خروش غلغلۀ لبيك در جواب نداى او از زمين به آسمان بلند است شاد مىشود.
اگر چه روح مكرّم او، بر همۀ اوضاع احاطه دارد، حتى جواب سلامها را مىدهد و وقتى كه چنين آماده و پر از معنى شدند، همين كه پخش در بلادها شدند، هر كدام قصۀ ايمان و سران ايمان و فرمانهاى پيغمبرِ خود را بازگو مىكنند. كشور را به ايمان حفظ مىكنند و افواج تبليغات بيگانگان را مىرانند و قواى ماترياليست و آنارشيست و هرج و مرج وبىبند و بارىهاى آن را در هم مىشكنند.
همۀ حاجىهاى ايرانى به لباس جلال و شكوه و عيد، خو بگيرند و لباسهايى كه از آنها عزا مىبارد، كنار بگذارند؛ زيرا در سر منزل عيد اضحى مىروند و عيد عظيمى در اسلام از آن و از «عيد غدير» كه حاجى در پيش دارد، بزرگتر نيست.